کارگاه برابری جنسیتی
نقش خانواده و تربیت در نابرابری جنسیتی
سوال شروع: نقش خانواده و تربیت در عدم برابری جنسیتی چیست؟ و آیا در خانه شما قوانینی وجود دارد که خشونت نسبت به زنان را ممکن و یا تسهیل میکند؟
تا به اینجا در باره این صحبت کردیم که نقشهای جنسیتی به نقش یا رفتارهایی اطلاق میشود که فرد متناسب با جنسیت خود یاد میگیرد و توسط هنجارهای فرهنگی غالب تعیین میشود و تا زمانی که فرد بالغ میشود، این نقشهای جنسیتی بخش ثابتی از شخصیت او شده است و معمولاً این کلیشههای جنسیتی زیاد هستند.
در این باره، دو نظریه را اینجا مطرح میکنیم. نظریه طرحواره جنسیتی که میگوید چگونه کودکان نقشهای جنسیتی خود را بر اساس مشاهده و یادگیری شکل میدهند. چون یادگیرندگان فعالی هستند که میخواهند خود را اجتماعی کنند و پس به طور فعال رفتار، فعالیتها و ویژگیهای دیگران را در دسته بندیهای جنسیتی سازماندهی میکنند که به عنوان طرحواره شناخته میشوند. نظریه دیگری نیز که سعی در توضیح شکلگیری نقشهای جنسیتی در کودکان دارد، نظریه یادگیری اجتماعی است که استدلال میکند نقشهای جنسیتی از طریق تقویت، تنبیه و الگوسازی آموخته میشوند. کودکان به دلیل رفتار مطابق با نقشهای جنسیتی پاداش میگیرند و تقویت میشوند و برای شکستن نقشهای جنسیتی تنبیه میشوند. علاوه بر این، نظریه یادگیری اجتماعی استدلال میکند که کودکان، بسیاری از نقشهای جنسیتی خود را با الگوبرداری از رفتار بزرگسالان و کودکان بزرگتر یاد میگیرند و با انجام این کار، ایدههایی در مورد اینکه چه رفتارهایی برای هر جنسیت مناسب است، ایجاد میکنند. تحقیقات نشان میدهد که والدین بازی متناسب با جنسیت را تقویت میکنند و اغلب هنجارهای جنسیتی فرهنگی را تقویت میکنند.
بهطور مثال انتخاب اسباببازی بر مبنای جنسیت کودک یا نوع بازی متفاوت مراقبین با فرزندان بر مبنای جنسیت آنها یکی از اولین راههای تحمیل نقشهای جنسیتی یا رفتارهای جنسیتی بر فرد است. یا در ایران میبینیم که پدر هنگام بیرون رفتن از منزل و یا سفر به پسر ۵ ساله اش میگوید «مواظب مامانت و خواهرات باش» یا «من نیستم تو مرد خونهای و باید مواظب مادر و خواهرات باشی» و اینها را از همان سنین کودکی به کودک القا میکنند و این پسر خود را از همان سنین برتر از زنان (مادر و خواهر) میداند فارغ از سنی که دارند و از طرفی دختران این مرد نیز میاموزند که باید «سایه به مرد بالا سرمون باشه تا ازمون مواظبت کنه» و این نقش جنسیتی متاثر از فرهنگ غالب جامعه را به همین سادگی به خانوادهاش منتقل میکند. (بحث اینکه خود این مسئولیت روی پسر خانواده چه باری را اضافه میکند و برای سلامت روانش خطرناک است جداست و اینجا از آن میگذریم.) یا در خانواده ای که زنان سفره میچینند و سفره جمع میکنند و مردان مینشینند و … و یا اجازه تسلط برادران بر خواهران و … است اینها موجب تشویق و باور نابرابری جنسیتی میشود و از خانه به مدرسه و کار و محیط اجتماعی میاید.
پس خانواده از راههای مختلف برابری و یا نابرابری جنسیتی را ترویج میکند. خانواده مسئول آموزش مستقیم و غیر مستقیم در باره ارزشها است و الگوهای آموزشی را به کودکان منتقل میکند. در حالیکه مثلا اگر دختران در تصمیمگیریهای خانوادگی سهیم شوند و پسران در انجام کارهای خانه، آن زمان کودکان برابری جنسیتی را میاموزند و یاد میگیرند که توانایی فکریشان یکی هست و برابری زن و مرد را از خانه و در خانه میاموزند. از طرفی بیاد داشته باشیم که زنان نیمی از جمعیت را تشکیل میدهند و توانمند سازی دختران در شکستن چرخه فقر و تبعیض هم از نظر اقتصادی و هم مدیریت منابع اهمیت دارد.
در نظر داشته باشیم که بحث ما آگاهی و استقلال زنان است پس اگر زنی با آگاهی انتخاب کرد که در خانه بماند و به امورات خانه برسد نیز به امور خانه و شکستن چرخه فقر کمک میکند چون او هم به زندگی اضافه میکند. نکته مهم اینجاست که زنان با آموزش، آگاهی و انتخاب بتوانند مسیر خود را آزادانه انتخاب و از حقوق خود مطلع باشند. پس آموزش تمام اعضای خانواده برای ایجاد برابری لازم و ضروری است.
کودکان توسط زنانی رشد میکنند که خود گاهی مروج عدم برابری جنسیتی هستند. زنانی که خود به دلایل فرهنگی و سنتی و مذهبی عقب نگاه داشته شدهاند و تبدیل به ابزاری برای خشونت علیه زنان شدهاند. تغییر این شرایط جز با آموزش و تربیت مهیا نمیشود. اما متاسفانه در جوامعی که بیشتر چنین مسایلی را تجربه میکنند با آموزش زنان و دختران مخالفت میشود و جان آنها را به خطر میندازند. از جمله ممنوعیت دختران در ورود به مدرسه و یا مسموم کردن مدارس دخترانه از مواردی هستند که جلوی آگاهی زنان و در نتیجه تغییر در خانواده را میگیرد. البته در بسیاری از موارد موضوع محدودیت زنان در خانوادهها به این شدت نیست و تغییر زیادی را شاهدیم اما متاسفانه در بسیاری از موارد باورهای قبلی، مانع این آگاهیها میشود.
پس برای رسیدن به برابری باید زنان را توانمند کرد یعنی زنان از توانایی خود برای تعیین سرنوشت خود و کنترل شرایط خود و تحقق بخشیدن به آرزوهای خود برای زندگی کردن استفاده کنند که خود دلیلی بر ارزشمندی است. افراد خانواده میتوانند خود الگوی خوبی شوند و از برابری حمایت کنند و آنها که صدایی دارند از آنانیکه صدا ندارند حمایت کنند و زنان را تشویق به نظر دادن و مشارکت در تصمیمگیریها کنند. به تمام اعضای خانواده آگاهیهای قانونی بدهند و از حقوق خود مطلعشان کرده، آموزش برابری را از خانواده شروع کنند و چرخه ناسالم خشونت علیه زنان و نابرابری جنسیتی را بشکنند. زنان باید از طریق تربیت و آموزش قویتر شوند و به حقوق خود آگاه شوند. بر جامعه و فعالان برابری جنسیتی است که با آموزش و اگاهی رسانی به خانوادهها، به ایجاد هماهنگی و برابری جنسیتی کمک کنند.
وقتی زنی اقتدار خود را باز مییابد، توانایی برای تعریف اهداف، توانایی انتخاب و اقدام برای رسیدن به نتایج مطلوب خود را پیدا میکند. عاملیت زنان میتواند در سطوح فردی و اجتماعی و جمعی اعمال شود مانند تجزیه و تحلیل و تصمیمگیری و مذاکره.
سوال برای تفکر: چگونه خانوادهها میتوانند تفکر انتقادی را در خانه ترویج کنند و باورهای محدودکننده پیشین را به چالش بکشند؟ چگونه میتوان به نسل جدید کمک کرد تا از این چرخه ناسالم بیرون بیاید؟ شما از حقوق زنان چه میدانید و اگر این حقوق زیر پا گذاشته شود چه میکنید؟ چگونه میتوانید زنان را نسبت به حقوقشان آگاه کنید؟ آیا در خانه و خانواده خود برابری جنسیتی را تشویق میکنید؟ آیا شما الگوی خوبی برای این برابری هستید؟
اقدام عملی: شما چه مشاغلی را زنانه و کدامها را مردانه میدانید؟ لیستی تهیه کنید. از کجا به این نتیجه رسیدهاید؟ چرا؟ این باور از کجا آمده است؟ اگر امروز یک چیز را بخواهید تغییر دهید کدام خواهد بود؟ برای تقویت قوای زنان در خانواده خود چه اقدامی میکنید؟ آیا بین زنان و مردان و دختران و پسران در خانواده شما تفاوتی هست؟ مواردی را که میخواهید در خانه خود تغییر دهید با خانواده در میان گذاشته و در باره آن صحبت کنید و با هم تصمیم بگیرید که چگونه برابری و آموزش آنرا از خانواده خود شروع کنید.