بهائیان
وحدت عالم انسانی و سیر تکامل دین
در این قسمت به سیر تکامل دین و نقش دین در وحدت عالم انسانی پرداخته میشود.
ما در دورهی تغییرات سریع و اغلب نگرانکنندهای زندگی میکنیم. مردم، تغییرات جهان را با احساساتی متفاوت چون انتظار و ترس، امید و نگرانی مشاهده میکنند. در دهههای گذشته در عرصههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پرسشهای اساسی در رابطه با هویّت و ماهیّت روابطی که ما را به هم پیوند میدهند به میزان قابل توجّهی افزایش یافته است. پیشرفت در علم و تکنولوژی، امید به حلِّ بسیاری از چالشهای در حال ظهور است امّا همین پیشرفتها خود میتوانند به نیروی قدرتمندی در ایجاد اختلال تبدیل شوند و شیوههای انتخاب، یادگیری، برنامهریزی، کار و نقشپذیری ما را تغییر داده، پرسشهای اخلاقی جدیدی را به وجود آوردند که هرگز با آن روبرو نبودهایم. برخی از مشکلات بزرگی را که بشریّت با آن مواجه است – به ویژه مشکلاتی که مرتبط با شرایط انسان و نیازمند تصمیمات اخلاقی هستند – نمیتوان تنها از طریق علم و تکنولوژی برطرف ساخت، هرچند که علم و تکنولوژی در این مسیر نقش مهمّی را ایفا میکنند.
آموزههای حضرت بهاءاللّه به ما کمک میکند این تغییرات را بهتر درک کنیم. در بطنِ پیامِ حضرت بهاءاللّه، دو فکر اصلی وجود دارد. اوّل این حقیقتِ غیرقابلِ انکار که همهی انسانها برابر بوده و نوع بشر واحد است. این حقیقت، روح این عصر را به تصویر میکشد و بدون آن نمیتوان جهانی عادلانه و صلحآمیز ساخت. دوّم اینکه ادیان بزرگ همگی از منبعی واحد سرچشمه میگیرند و همهی آنها جلوهای از یک دیانت هستند. حضرت بهاءاللّه نگرانی عمیقِ خود را از انحراف، فساد و سوءِ استفاده از دین در جوامع انسانی ابراز میدارد و نسبت به کاهشِ اجتنابناپذیرِ نفوذِ دین در حوزهی تصمیمگیری و همچنین در قلب انسانها هشدار میدهد.
سوءاستفادههایی که به نام دین انجام میشود و انواعِ مختلفِ تبعیض، خرافات، عقایدِ تعصّبآمیز، انحصارطلبی و باورهای غیرمنطقی که در افکار و اعمالِ مذهبی رسوخ کرده و نقش بستهاند، دین را از تأثیرِ شفابخش و قدرتِ جامعهساز آن باز میدارد.
در جهانی که مدام در حال تغییر است بیداریِ دوبارهی تمایلِ بشر برای یافتنِ معنایِ زندگی و ارتباط روحانی در زمینههای مختلف خود را نشان میدهد. همزمان نهادهای حکومتیِ ملّی و بینالمللی نه تنها حضور پایدار دین را در جامعه به رسمیّت میشناسند، بلکه هر روز بیشتر به جایگاهِ ارزشمند آن در تلاش برای رفع مشکلات بشر پی میبرند. این درک، موجب افزایشِ تلاشِ جوامعِ دینی و رهبرانِ آنها برای شرکت در تصمیمگیریها و اجرای برنامههای مختلف برای بهبودِ وضعیّت اجتماعی شده است.
بشریّت باید مفاهیم و اعمالِ مضرّی را که در لباس دین و به عنوان دین پذیرفته است دور بریزد. دین باید از نو درک شود تا بتواند در این دورهی تغییرات عمیق و پُرهیاهو، نقش و تأثیر حیاتی خود را عملی سازد. سؤال اینجاست که چگونه میتوانیم دین را در دنیای مدرن درک کنیم و اجازه دهیم قدرت سازندگیِ آن برای بهبود شرایط عموم انسانها مهلت بروز پیدا کند.