بهائیان
خلاقیت و استقامت بهائیان در ایران
یک دیدگاه امیدوارانه نسبت به تحوّلات جهان ممکن است از نظر بسیاری سادهلوحانه یا خیالی به نظر رسد. با این حال، بهائیان این دیدگاه را فراتر از حرف و کلام نشان میدهند. دهها سال اعمال و رفتار و ایمان فداکارانۀ آنها نشان میدهد که با استفاده از منابع معنوی چون خلاقیت، انعطافپذیری و پشتکار میتوان موانع را پشت سر گذاشت. هیچ چیز بهتر از وضعیت جامعۀ بهائی ایران از اواسط قرن نوزده این واقعیت را نشان نمیدهد.
از زمان اعلان رسالت حضرت باب در سال ۱۸۴۴ حکومت و روحانیون ایران به هر وسیلهای متوسل شدند تا این جنبش را سرکوب کنند، جنبشی که امروزه با بیش از سیصد هزار پیرو به بزرگترین اقلیت مذهبی غیرمسلمان ایران تبدیل شده است. اعلان اصل ظهور تدریجی حقیقت ادیان و اینکه پیامبری بعد از حضرت محمّد ظاهر شده است بدعت به نظر میآمد. دیدگاه آئین جدید در بارۀ آموزش جهانی، تصمیمگیری با مشورت، توانمندسازی بانوان و آمیختن و یگانگی مردم از همۀ نژادها و مذاهب، عمیقاً تهدیدی برای نظم عمومی محسوب میشد. بنا بر این، جامعۀ بهائی ایران در طول تاریخ خود با موجی از اعدام، حبس، شکنجه و خشونت، مصادرۀ اموال، تخریب گورستانها، محرومیت از تحصیلات عالیه، عدم پذیرش در بسیاری از مشاغل و دیگر سرکوبهای روشمند مواجه شد.
بعد از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹، سرکوب بهائیان به یک سیاست رسمی حکومتی تبدیل شد؛ سیاستی که به شکلی هولناک یادآور قوانین نورنبرگ آلمان نازی علیه یهودیان است. در سالهای پس از انقلاب اسلامی هزاران بهائی از جمله اکثر افرادی که برای مدیریت امور محلی و ملّی توسط بهائیان انتخاب شده بودند بازداشت و زندانی شدند. بسیاری از این افراد مورد شکنجه قرار گرفتند و بیش از دویست نفر اعدام شدند.
با این حال، بهائیان نه نقش قربانی به خود گرفتند و نه خشونت را با خشونت پاسخ دادند. با توجه به اصول اعتقادی خود، از دولت اطاعت کردند و از ایجاد خشونت، شورش و شرکت در فعالیتهای سیاسی حزبی اجتناب نمودند. به جای اینها، بهائیان با روشهای خلاقانه و سازنده کوشش کردند باورهایشان را در عمل پیاده کنند. مدارس بهائی در اوایل قرن بیستم در پایتخت و در مراکز استانها تأسیس شدند که از جملۀ آنها میتوان از مدرسۀ دخترانۀ تربیت نام برد که در سطح ملّی مشهور شد. با مشارکت بهائیان آمریکایی و اروپایی، درمانگاهها و سایر امکانات پزشکی و بهداشتی نیز ایجاد شد. در سطح بینالمللی، بهائیان برای تقویت موازین حقوق بشر و همچنین دفاع از حقوق بهائیان، از طرق مختلف آموزشی، حمایتی و کانالهای دیپلماتیک تلاشهایی انجام میدهند.
بعد از انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹، همۀ دانشجویان و اساتید بهائی از دانشگاهها اخراج شدند. جامعۀ بهائی از حکومت جدید ایران درخواست کرد تا با رعایت حقوق اولیه شهروندی بهائیان، عدالت را اجرا کند. اما شرایط تغییری نکرد.
جامعۀ بهائی ایران در پاسخ به این مشکل، یک سیستم غیررسمی آموزش عالی در سطح دانشگاهی تأسیس کرد که به «مؤسسۀ آموزش عالی بهائی» تبدیل شد. کلاسها در ابتدا در سراسر ایران در آشپزخانهها و اتاقنشیمن خانهها و توسط اساتید بهائی برگزار میشد که خود عموماً از تدریس حرفهای محروم شده بودند. در حال حاضر این کلاسها عموماً به صورت آنلاین برگزار میشود. برای جوانان بهائی ایران، «مؤسسۀ آموزش عالی بهائی» تنها راه ادامۀ تحصیلات عالی است.