زمین، خانه من
پرورشگاه یک ایرانی در برزیل
این داستان: فریال سامی.
زندگی بعضیها با خدمت و مهاجرت عجین شده و گرچه سادهترین شکل خدمت، خدمت به هممیهنان هست و فریال و همسرش همیشه خدمت به بچهها جزو اولویتهای زندگیشون بود، اما گاهی انقدر موانع پیش میاد که ناچار این اشتیاق به خدمت، مرزها رو درمینورده و سر از سوی دیگه زمین در میاره.
فریال در حالی که باردار بود، همراه با همسرش پرویز با اشتیاق و تهوری که شاید فقط و فقط از میل به خدمت ناشی میشه آرزوی کمک به بچهها رو با تاسیس پرورشگاه در مهاجرت محقق کردند و از پرورشگاه تا تاسیس دانشگاه رو با هم و برای خدمت در مهاجرت تجربه کردند. برای فریال، مهاجرت یعنی زندگی یعنی خدمت و یعنی عشق.