نیمکت
مدیر متعصب و اراده آهنین بچهها
این بار یک دختر بهائی از روزهای مدرسهاش میگوید. از مدیری که گویا به قصد ترفیع گرفتن، به دانشآموز بهائی مدرسه فشار میآورد تا بالاخره بتواند به اخراج او برسد. اما آیا اینها برای این راوی ما خاطرات مأیوسکنندهای است؟ باید بشنوید تا ببینید او و همین طور همکلاسهای بهائی راوی غیربهائی این قسمت، از این دور افتادن و تک افتادن به چه استقامتی دست پیدا کردند...