قاف قلم
شام آخر
تصور کنید در حال ورق زدن یک کتاب تاریخ هستید و ناگهان برای اولین بارمتوجه میشوید چند صفحه از کتاب به هم چسبیدهاند و شما تا امروز با وجودی که بارها سراغ این کتاب رفتهاید و فصلهای مختلف آن را خواندهید متوجه این مساله نشدهاید. با اشتیاق و احتیاط سعی میکنید صفحهها را از بندِ یکدیگر نجات دهید و در همان لحظات به نکات مبهم و نیمهتاریکی که از این کتاب تاریخ در ذهنتان باقی مانده فکر میکنید و با خودتان میگویید ای کاش این صفحات حاوی مطالبی باشند که گرههای ذهنی مرا باز کنند.در کتاب تاریخ پرفراز و نشیب سرزمین ما ایران فصل یا فصولی هست که گویا صفحاتاش به هم چسبیدهاند، کشف و مطالعه نشدهاند و فقط به شنیدهها و پیشداوریها در رابطه با آنها قناعت گردیده است...