سپیدار و ویززز
قسمت ۷۶ - سیاره بی 60023
در این قسمت، چک چک برای ما از سیاره بی 60023 تعریف کرد. از این که چطور شد مادر طبیعت از دستشان عصبانی شد و برای کم کردن این عصبانیت چه کارهایی انجام دادند. من فقط از شما یک سوال میپرسم و دیگر هیچ چیز نخواهم گفت: اگر یک روز همه آشغالهایی که دیروز در سطل زباله ریختهاید به وسط خانهتان برگردد، چه کار خواهید کرد؟
***
ویززز: وقت بخیر عزیزان
سپیدار: سلام بچهها
مامان: سلام. حالتون چطوره؟ امروز 19 مرداد ماه 1402 خورشیدی و 10 آگوست 2023 میلادی است. شما به برنامه سپیدار و ویززز گوش میکنید.
چک چک: سلام شنوندگان عزیز
سپیدار: همون طور که میشنوید امروز چک چک جون از طریق گوی جهاننما همراه ماست.
مامان: و میخواد برامون از تجربیات یک سیاره دیگه بگه.
ویززز: منتقل کردن یادگیریها خیلی کار مهمیه چک چک جان. واقعا ممنون.
چک چک: خواهش میکنم. من خوشحال میشم که بتونم به زمینیها کمک کنم.
سپیدار: خب امروز از کدوم سیاره برامون میگی؟
چک چک: بی 60023. میدونم که برای شما زمینیها اسم انتخاب کردن برای هر چیز خیلی مهمه ولی واقعیت اینه که سیارات و ستارگان خیلی خیلی خیلی زیادی در جهان وجود دارند و اسم گذاشتن برای همهشون خیلی کار سختیه. پس ما یک ساختار طبقهبندی بر پایه حروف و اعداد درست کردیم.
مامان: جالبه ولی سوال من اینه که مردم همون سیاره به سیاره خودشون چی میگن؟
سپیدار: من حتی یک سوال اساسیتر هم دارم. توی این طبقهبندی شما، عدد زمین چیه؟
چک چک: خب در جواب سوال اول باید بگم که ترجمه اسم اونها برای سیارهشون به فارسی میشه چیزی شبیه به سرزمین سبز تنان.
مامان: تن و بدنشون سبزه؟!
چک چک: بله. دقیقا. راستش را بخواهید کمی شبیه تخیلات آدمها از موجودات فضایی تو فیلمها و کارتونها هستند.
مامان: عجب! پس تخیلات آدمها کمی از حقیقت ریشه گرفته بوده.
چک چک: زمین برای ما به سیاره ان 777 معروفه.
ویززز: آهان. من تو حرفهای بزرگترها در مورد این سیاره شنیده بودم پس منظورشون زمین بود. در مورد این حرف میزدند که چقدر موقعیت زمین برای تولید انرژی از باد خوبه و اگر ارتباطی با زمین برقرار شه حتی میشه که انرژی تولید شده از باد رو به سیارات دیگه هم صادر کرد.
سپیدار: وای صادر کردن برق به فضا! من میگم حالا که قراره چیزی صادر کنیم، شکر و شیرینی هم به سیاره شماها بفرستیم که خوشحال شید. آخه بدون شیرینی خیلی چیزا خوشمزه نیست. گناه دارید!
چک چک: خیلی خوب میشه. دلم برای باقلواهای زمین تنگ شده. و کیکهای خامهای.
ویززز: به به.
مامان: ای وای چک چک جون راهی نیست برات کیک و باقلوا بفرستیم؟
سپیدار: چقدر خوب میشد اگر اپلیکشنی بود که میتونستیم باهاش پیک موتوری بگیریم و از زمین خوراکی برای سیاره شما بفرستیم.
ویززز: سپیدار جان چنین سیستمی هست ولی خب هنوز گزینه زمین برایش فعال نشده است.
چک چک: نگران من نباشید. در اسرع وقت مرخصی میگیرم و برای دیدن شما و خوردن کیک و باقلوا به زمین میآیم.
مامان: پس ما منتظریم.
چک چک: حتما. حالا اجازه بدید از این سیاره بی 60023 برایتان بگم. مردم این سیاره یک زندگی بسیار معمولی داشتند. خیلی شبیه به چیزی که شما در زمین تجربه میکنید. سیاره آنها هم اکوسیستمهای مختلفی داشت. هم کویر داشت هم جنگل هم جاهای خیلی سرد و هم جاهای خیلی گرم.
سپیدار: چرا حس میکنم جمله بعدیت اینه که اتفاقی افتاد و همه چی بهم ریخت.
چک چک: درست حدس زدی. البته یک اتفاق که نه، مجموعهای از اتفاقات کوچیک به یک اتفاق بزرگ منجر شد. یک روز مردم این سیاره از خواب بیدار شدند و دیدند وسط اتاق پذیرایی شان کلی زباله ریخته شده است. اولش بعضیها فکر کردند لابد کسی میخواسته با آنها یک شوخی بیمزه بکند.
ویززز: شوخی نبود؟
چک چک: به هیچ وجه. آنها هم مثل مردم زمین عادت به خریدن و استفاده از چیزهای مختلف داشتند، حتی چیزهایی که خیلی به آنها نیاز دارند. خلاصه بگم اینقدر وسیله تولید کردند و به طبیعت صدمه زدند که یک روز مادر طبیعت از دستشان خسته شد و شد آن چه نباید میشد.
مامان: زبالههایی که تولید کرده بودند به خودشون برگشتند؟
چک چک: دقیقا!
مامان: جالبه. من فکر میکنم خیلی وقتها ما یادمون میره که حتی اگر زبالهها رو در سطل زباله هم بندازیم و دیگه نبینیمشون اونها محو نمیشن. هنوز هستن.
...