مداد نارنجی
قدردانی
آیا کودکان ما قدردانی کردن را آموختهاند؟ این مهارت در نوع نگاه آنها به اطرافیانشان و همینطور در کیفیت روابط آنها با دیگران تاثیر مهمی دارد. در داستان این اپیزود، آنها درباره قدردانی کردن میشنوند.
[gallery ids="100020,100021"]
اسم من نارنجیه. متین منو خیلی دوست داره، چون من رنگ موهاش هستم. موهای متین هم مثل من نارنجیه. هر روز کلی وقت با هم میگذرونیم. با هم بازی میکنیم، نقاشی میکنیم. راستی بچهها من خودم رو معرفی نکردم. من مداد متین هستم. رنگم نارنجی هست و توی جعبه مدادرنگیها زندگی میکنم. با همه مدادرنگیهای دیگه هم دوست هستم و همیشه با همکاری بقیه مدادها شکلهای مختلف درست میکنیم. متین عاشق نقاشی هست. هر روز یه عالمه نقاشی میکشه. منم میخوام براتون از متین و نقاشیهاش صحبت کنم.
بچهها امروز متین توی یک صفحه جدید از دفتر نقاشیش یک پاکت نامه کشید. کنار پاکت نامه هم مامانش رو کشید که یک لبخند بزرگ رو صورتش هست. این نقاشی یک ماجرایی داره. ماجرای نقاشی از این قراره که امروز صبح وقتی متین رفت پشت میز بشینه صبحانه بخوره، روی میز یک پاکت نامه
دید. براش عجیب بود چون این روزها پاکت نامه استفاده نمیشه. یعنی بیشتر مردم به هم تلفن میزنند یا ایمیل میزنند. کمتر کسی نامه پست میکنه. ببینم بچهها، شما تا حالا نامه برای کسی پست کردید؟ متین نشست روی صندلی و مامان متین اومد تو آشپزخونه و پاکت رو برداشت و بازش کرد، همینجوری که میخوند حس خوشحالی در چهرهاش زیاد میشد. متین با خودمش میگفت مگه چی نوشته شده تو نامه که مامانم اینقدر خوشحال شده؟ یعنی کی برای مامان متین نامه نوشته؟ بعد که متین صبحانش رو خورد و آماده شد، با مامانش سوار ماشین شدن. متین کنجکاو شده بود بدونه تو نامه چی نوشته شده بود. بالاخره تصمیم گرفت تا از مامانش سوال کنه. متین از مامانش پرسید مامان تو پاکت نامه چی نوشته شده بود که خیلی خوشحال شدی؟ مامان گفت یکی از من قدردانی کرده بود. همین که متین میخواست بپرسه قدردانی یعنی چی؟ مامان گفت رسیدیم.
وقتی متین رفت سر کلاس از دوستش پرسید تو میدونی قدردانی یعنی چی؟ دوستش گفت: نه اصلا چی هست؟
بچهها شما میدونید قدردانی یعنی چی؟
تو مدرسه هم اتفاق جالبی افتاد. خانم معلم در مورد تشکر کردن از اطرافیانمون حرف زد، تازه یه داستان واقعی هم تعریف کرد.
گفت هر روز که میره خونه باید غذا درست کنه و سالاد درست کنه و این کارها وقت زیادی میگیره، اما یه روز که رفته بوده خونه دخترش برای قدردانی و تشکر از مامانش برای غذا سالاد درست کرده بود. معلمشون گفت من حس خوشحالی و رضایت داشتم چون نیازم به استراحت و راحتیم برطرف شد.
بچهها به نظر شما دخترش چه حسی داشته؟
راستی شما تا حالا تشکر و قدردانی کردید؟
متین امروز میخواد از پدرش قدردانی کنه و بهش بگه بابا من حس سرور و خوشحالی دارم چون نیازم به بازی برطرف شده وقتی که تو با من بازی میکنی.
تا حالا کسی از شما قدردانی کرده یا شما از کسی قدردانی کردید؟
چه احساساتی داشتید؟ اگه خواستید شما هم میتونید از اعضای خانوادهتون قدردانی کنید و ببینید چه عکس العملی دارن و چه حسی میگیرند؟
دوستای خوبم اگر دوست داشتین با مدادهای نارنجیتون برای من نقاشی بکشین و بفرستین. میتونه نقاشیهاتون هر داستانی داشته باشه. از دیدن نقاشیهاتون خوشحال میشم. فعلا تا یک داستان دیگه خداحافظ.