مداد نارنجی فرزندم
همدلی با خود
همدلی چیست؟ همدلی در دنیای امروز یکی از مهمترین مهارتهاست. اما اول باید کودکان همدلی با خود را بیاموزند. درباره همدلی با خود و راههای تقویت آن در کودکان در این اپیزود مطالبی میشنویم.
***
به پادکست مداد نارنجی فرزندم خوش آمدین. ما در دو اپیزود گذشته درباره مفاهیمی صحبت کردیم که پیش نیازی برای موضوع امروز هستند. موضوع امروز ما همدلی است. بنابراین اگر این قسمتهای اولیه رو گوش نکردین، پیشنهاد میکنیم که اونها رو هم گوش بدین.
پدر و مادرهای عزیز، این روزها دغدغههای زیادی در ذهن ما وجود دارند و ممکن هست این دغدغهها یا مشکلات در ارتباط با فرزندانمان مشکلاتی به وجود آورند. یکی از راههایی که میشود از شدت مشکلات و افکار زیاد کم کرد همدلی هست. مفهوم همدلی چیست؟ همدلی تاباندن نور آگاهی بر احساسات و نیازها است. مخصوصا زمانهایی که احساسات مختلفی را تجربه میکنیم، مثلا به دلیلی همزمان احساس خشم، ناامیدی و افسردگی داریم و اگر نتوانیم احساساتمان را تشخیص دهیم و نیاز پشت آنها را پیدا کنیم متاسفانه فشار زیادی را باید تحمل نماییم. پس بخشی از همدلی با خود، دیدن احساسات و سپس پیدا کردن نیاز پشت آنها است.
بیایید برای مثال موقعیتی را با هم تصور کنیم: تصور کنید چند دقیقه دیگر مهمانها از راه میرسند. شما تمام منزل را برق انداختید. در همین لحظه در حالی که سخت مشغول کار هستین، صدایی میشنوین و نگاه میکنین و میبنین سطل ماست که روی میز بود توسط فرزندتان کف آشپزخونه چپه میشه. شما احساس عصبانیت، خستگی و نگرانی میکنید.
فکر میکنید نیاز پشت این احساسات چیست؟ چرا احساس عصبانیت؟ شاید چون تلاش شما در تمیز کردن خونه بیهوده بوده و نیاز به توجه به تمیز بودن آشپزخونه دارید؛ و احساس خستگی دارین چون نیاز به استراحت دارید تا بتوانید با انرژی بیشتری پذیرای مهمانها باشید؛ و در مورد احساس نگرانی چطور؟ شاید چون نیاز دارین تا مورد پذیرش مهمانها باشید زیرا اگر منزل تمیز نباشد شاید مهمانها احساس خوشایندی دریافت نکنن.
اگر واقعا شما در این موقعیت باشید و بتوانید نور آگاهی را بر احساسات و نیازهای خود بتابانید این آگاهی کمک میکند عکسالعمل بهتری به اتفاق داشته باشید و درگیری کمتری بین شما و فرزندتان ایجاد شود.
بخش دیگری از همدلی با خود سرکوب نکردن احساسات است، مخصوصا در ارتباط با فرزندان چرا که والدین الگوی بچهها هستند و اگر شما نتوانید احساستان را بیان کنید بچهها هم یاد نمیگیرند.
بیایید با هم به چند گفتگو گوش دهیم.
بچه: مامان بستنیم افتاد روی زمین.
مادر: خیلی بستنی دوست داری؟ از اینکه افتاده ناراحتی؟ دلت نمیخواست هنوز بخوریش؟ از اینکه الان نداری خیلی عصبانی هستی؟ نیاز به لذت بیشتری داری؟ مثلا یه بستنی دیگه بخوری؟ به نظرت چیکار میتونیم بکنیم؟
در این گفتگو مادر با بچه همدلی کرد و تلاش کرد احساس و نیاز او را تشخیص دهد. یکی از راههای همدلی حدس زدن احساسات مختلف چه در ارتباط با خود و چه در ارتباط با دیگران میباشد.
برای اینکه بچهها یاد بگیرن چطور با خود همدلی کنند خوب است تا در کارهای روزانه چه مثبت چه منفی احساس و نیازشان را یادآوری کنید و با آنها گفتگو کنید.
حال بیایید موقعیت دیگری را تصور کنیم: در خیابان در حال رانندگی هستید و ماشینی از جلوی شما با سرعت رد میشود، به طوری که احتمال تصادف زیاد است. برای همدلی با خود در این لحظه چه باید بکنیم؟
ابتدا سعی میکنم احساساتم رو پیدا کنم. مثلا میفهمم عصبانی شدم و خشمگین و احساس ترس و وحشت کردم. فکر کردم این آدم اصلا متوجه حضورم نشد چون نیاز دارم تا قانون رعایت شود چرا که نیاز به بقا و سلامت و احترام دارم.
وقتی با خود همدلی میکنیم احساس آرامش بیشتری میکنیم.
ما برای اینکه بتوانیم دیگران را درک کنیم نیاز داریم خود را هم درک کنیم. گفتگوهای همدلانه با کودکان و کمک به آنها برای اینکه با خود همدلی کنند و احساس و نیاز خود را تشخیص دهند، به پرورش توانایی همدلی کردن با دیگران هم کمک مینماید. در بسیاری از گفتگوهای همدلانه با کودکان آنها میآموزند در هنگام تجربه یک بحران یا بروز یک مشکل و یا در مواقع اتفاقات خوشایند به چه نکتههایی در خودشان توجه کنند و نیز در روابط متقابل با دیگران از چه طریقی درک و همدلی بیشتری نسبت به اطرافیان داشته باشند.
...