مداد نارنجی فرزندم
هدف دو جانبه
در دنیای امروز ما تنها نیستیم. ما و جامعه اطرافمان به شکل معناداری به هم وابستهایم. رشد ما تا حد زیادی به رشد جامعهمان وابسته است و هر چه جامعه اطراف ما پیشرفت کند ما نیز پیشرفت بیشتری خواهیم کرد. به همین دلیل در اهداف و برنامهریزیهای زندگیمان نیاز به نگرشی داریم که در آن، هر دو جنبه رشد فردی و کمک به رشد جامعه در آن در نظر گرفته شود. چطور میتوانیم این بینش مدرن را به کودکان منتقل کنیم؟
***
سلام من درنا پارسا هستم. به پادکست مداد نارنجی فرزندم خوش اومدین.
هیکل انسانی را در نظر بگیرید. از اجزای مختلف درست شده است. میتوانیم هیکل انسان را یک کل بدونیم که اجزای متفاوتی دارد و اجزا یا اعضای بدن را جزء در نظر بگیریم. اجزا از سلولها تشکیل شدند و هر سلول وظیفه خاصی دارد که به کل بدن در جهت هماهنگی و تعادل کمک میکند. هماهنگی بین هر سلول و جز بزرگتر را میتوان به راحتی دید. مثلا قلب را در نظر بگیرید. به صورت خودکار کار میکند و خونرسانی را برای بدن انجام میدهد. حتی یک سلول کوچک هم در نهایت هماهنگی با بقیه اجزاست. حال تصور کنید اگر سلولها اراده داشتند و از این اراده استفاده میکردند و هر کاری میخواستند میکردند، چه اتفاقی برای کل میافتاد؟
جامعه و افراد هم مثل هیکل انسانی هستند. اگر انسانها رشد و پیشرفت کنند، جامعه رشد و پیشرفت میکند. اگر همه انسانها در یک جهت و هدف گام بردارند، جامعه از جنبههای مختلفی هماهنگ میشود. در مثال سادهتر تصور کنید شما در خانواده به حریمها احترام میگذارید و در جامعه هم به حریم افراد دیگر احترام بگذارید. حالا تصور کنید همه افراد به حریم هم احترام بگذارند. چقدر از مشکلات اجتماعی حل میشود، چقدر امنیت در جامعه زیاد میشود. در واقع این یک نکته از حقوق فردی و اجتماعی بود. در واقع فرد و جامعه دو جریان متقابل و موازی هستند، زمانی افراد رشد میکنند که جامعه رشد کند و زمانی جامعه رشد میکند که افراد رشد کنند.
در این قسمت، مثالهایی برای بچهها زده میشود که به رشد خود و اطرافیانشان اهمیت بدهند. واژه هدف دوجانبه به ارتباط بین فرد و جامعه اشاره دارد. اگر افراد جامعه این بینش را داشته باشند که خوشبختی آنها در گرو خوشبختی جامعه هست، اهداف و ملاکهای موفقیت تغییر میکند. اگر جامعه این بینش را داشته باشد که هدف از قدرت، وحدت و اتحاد است، مفهوم رقابت و قدرت تغییر میکند. تغییر مفاهیم باعث تغییر بینش در افراد و جامعه میشود. زمانی که مفهوم موفقیت بهتر یا پولدارتر بودن جلوتر بودن نباشد، رقابت از میان برداشته میشود.
برای کمک به درک این مفهوم در کودکان میتوانید داستانهایی از دانشمندان یا فعالین اجتماعی و یا کلا کسانی که تاثیرات مثبتی بر جامعه گذاشتهاند تعریف کنیم. کسانی که با اعمالشان باعث رشد خود و جامعه خود شدهاند. شما به عنوان والدین چه کاری در جهت رشد خود و جامعه انجام دادهاید؟ یا با فرزند خود برنامهریزی کنید این ماه چه کاری برای رشد جامعه و خودتون میخواین انجام بدید؟ نیازمند چه وسایل و مهارتهایی است؟ برای آنها برنامهریزی کنید.
برای کمک به جامعه چه صفتهایی لازم است؟ آیا لازم هست که انعطاف داشته باشید یا لازم است که شجاعت به خرج بدید؟ تمام موارد را بنویسید و برای آنها کاری انجام دهید.
این بینش کمک میکند جهانبینی بچهها تقویت شود و دنیا را با وجود سختیها و درد و رنجهایی که دارد مکانی برای رشد و لذت ببینند.
مثال:
کودک: مامان امروز تو مدرسه بیشتر مامانا اومده بودند و داشتند تو مدرسه یه تغییراتی میدادند، مثلا یک نفر نردهها رو رنگ میکرد، یک نفر کتابخونه چوبی آورده بود داشت نصب میکرد، و یک نفر دیگه میزهای شکسته شده رو درست میکرد.
مادر: چه جالب... همه اومده بودند کمک. من و بابا هم کلی کتاب داستان برای مدرسه سفارش دادیم.
کودک: آها، چرا این کارا رو میکنیم؟
مادر: چون همه والدین دوست دارند بچههاشون پیشرفت کنند و به مدرسه کمک کردند تا هم مدرسه پیشرفت کنه، هم بچههای مدرسه.
این بینش که پیشرفت ما و پیشرفت جامعه ما به هم بستگی داره موضوعی هست که در گفتگوهای روزمره با کودکانمون میتونیم داشته باشیم. وقتی در حال انجام فعالیتهای مختلف هستیم میتونیم با فرزندانمون به این فکر کنیم که این فعالیت چطور به رشد ما کمک میکنه. آیا میتونیم کنارش کاری انجام بدیم که برای اطرافیانمون هم مفید باشه؟ ما میتونیم به کودکان کمک کنیم از کودکی میل به پیشرفت و رشد رو در هر دو بعد فردی و جمعی در خودشون تقویت کنند و درک خوبی از ارتباط بین دو بعد کسب کنند.