چرا عبادت میکنیم
عبادت و نیایش جزء بسیار مهمی در جمیع ادیان است. حس پرستش در سرشت انسان است و در فطرت همه ماست. وقتی میگوییم انسان از حیوان ممتاز است، این امتیاز بواسطه قوه عاقله اوست که از تجلیات روح است و آن روح خود عطیه ای از خداوند مهربان است که ما را به جوهر محبت خلق نموده و مصداق "فتبارک الله احسن الخالقین" ساخته است و چون روح ما از خداست رابطه و پیوندی غائی بین خدا و روح انسانی موجود است. و انسان محبت آفریننده اش را در فطرت خود دارد.
[...] پس یکی از خصائل ممتازه انسان حس پرستش او است که از تجلیات عشق و محبتی است که علت خلقت ماست و این عشق قوه محرکهای دارد که ما را به سوی معشوق حقیقی ما یعنی خداوند مهربان میکشاند.
در یکی از مناجاتهای حضرت بهاءالله میخوانیم که میفرماید: "الٰها، معبودا، از توام و به تو آمدم، قلبم را به نور معرفتت منیر فرما." "از توام و به تو آمدم" خلاصه ای از وجود ماست، یعنی ما در سفری روحانی از عالم فانی به سوی عالم باقی آسمانی روانیم و در این سفر به زاد و توشه نیازمندیم که تهیه و تدارکش را به اختیار و به همت ما واگذاردهاند. دعا و مناجات از مهمترین وسایل این سیر روحانی است. از این روی در آئین بهائی ادعیه و مناجاتهای بیشماری نازل گشته که بهائیان میتوانند هر وقت که بخواهند تنها یا در جمع آنها را بخوانند یا تلاوت نمایند و هیچ قید و شرطی در خواندن آنها در میان نیست و اختیارش با افراد است تا هر وقت حالت توجه یافتند با آن مناجاتها دمساز گردند.
نمازهای سهگانه
اما علاوه بر آن بهائیان نمازی دارند که خواندنش در هر روز واجب است. نیایش از راه مناجاتها اختیاری است اما نماز روزانه فرض و واجب است. علتش هم واضح است زیرا از عوامل مهم نظم جهان، انضباط است و این انضباط با ممارست شخصی و راهنمائی نیرویی برتر صورت میگیرد. [...] پیغمبران الهی نیز که معلمان و مربیان آسمانی ما هستند علاوه بر اختیاراتی که به ما بخشیدهاند، روشی را برای وصول به هدف غائی که رضایت الهی است نیز برای ما برگزیدهاند و بدون آن چه بسا طبیعت راحتطلب ما به راه دیگر میافتد و نفس اماره، ما را از مقصد از خلقتمان منحرف میسازد. این است که در امر بهائی علاوه بر ادعیه متعدد، نماز روزانه نیز وجود دارد که انسان را مکلف و مقید میکند که در وقت معین ادا کند.

[...] در عصر ما که مشاغل جهانیان و تلاش معاش آنان اکثراً چنان است که وقتی چندان برای توجه و تفکر و عبادت ندارند، حضرت بهاءالله از روی فضل و مرحمت برای آسان کردن این تکلیف سه نماز نازل فرموده که بهائیان مختارند یکی از آن سه را اختیار کنند و با خواندنش فریضه روزانه خویش را ادا نمایند. یکی از آنها صلات صغیر یا نماز کوچک است که چند آیه بیشتر نیست و در دو سطر جا میگیرد و میتوان به آسانی آن را از بر نمود. وقت خواندنش نیز تنگ نیست و آن را از نیمروز تا غروب آفتاب میتوان خواند.
[...] حضرت بهاءالله دو نماز دیگر نیز نازل فرموده که هر کس یکی از آنها را برای اداء فریضه به اختیار خود انتخاب میکند. یکی صلات وسطی است که روزی سه بار، یک بار از طلوع صبح تا ظهر و یک بار از ظهر تا غروب و بار دیگر بعد از غروب باید ادا کرد. دیگری صلات کبیر یا نماز بزرگ است که مفصل است و بسیار مؤثر و لطیف است و سفارش شده که هر وقت کسی در وجود خویش احساسی روحانی و عطشی معنوی یافت آن را بخواند.
بهائیان هر یک از این سه نماز را در روز اختیار نمایند به تکلیف خویش عمل نمودهاند. صورت این نمازها را در کتب بهائی میتوان یافت.
نماز انفرادی و نماز جماعت
[...] نماز روزانه در آئین بهائی عملی انفرادی است. بیان آرزومندی است و در حریم عاشق و معشوق کسی را راه نیست. از این روی نماز جماعت را حضرت بهاءالله منسوخ فرموده است و هر کس نماز روزانهاش را باید انفرادی اجراء نماید.
منبع:
هوشمند فتحاعظم، در شناسایی آئین بهائی، مادرید: بنیاد فرهنگی نحل، ۲۰۰۸.