«قلوب را حکم قلب واحد دادی»

«قلوب را حکم قلب واحد دادی»

اشتراک‌گذاری

در سال ۲۰۲۱ که مصادف بود با صدمین سال درگذشت حضرت عبدالبهاء، پسر ارشد و جانشین حضرت بهاء‌الله شارع آئین بهائی، این رسانه برنامه‌ای هفت قسمتی را تهیه و تقدیم کرد با نام «باران» و در آن به بخشی خاص از آثار به یادگار مانده از ایشان پرداخت. بخشی تحت عنوان دعا و نیایش. اما هدف‌اش کشف نشانه‌های تمدنی بود که حضرت بهاء‌الله برای بشر به ارمغان آوردند. نشانه‌های یک تمدن جدید که حضرت عبدالبهاء گاه به شکلی غیرمستقیم در مناجات‌های خویش به آن‌ها اشاره کرده‌اند. این مقاله قصد دارد به سبک و سیاق پادکست «باران» برای بیان بهتر مقصود خویش در ابتدا مثالی از یکی از این مناجات‌ها بیاورد. ایشان در یک نیایش به شکرگزاری خداوند پرداخته و در جایی دلیل این شکر و سپاسگزاری را این‌گونه بیان می‌فرمایند: «قلوب را حکم قلب واحد دادی و نفوس را رابطه شخص منفرد.» شاید بتوان گفت چکیده‌ی اندیشه و عواطفی که حضرت بهاءالله در جنبه‌های گوناگون فردی و اجتماعی آثارشان، به یادگار گذاشتند و بشر را (اعم از بهائی و غیر بهائی) به نهادینه کردن آن در جان و وجدان، دعوت نمودند همین جمله از مناجات حضرت عبدالبهاء باشد. اما وقتی چنین کلماتی در قالب شکر و سپاس خطاب به خداوند بیان می‌شود به این معناست که این امکان از جانب خداوند به صورت بالقوه در اختیار بشر قرار گرفته و در حقیقت، سرنوشت محتوم او در دوران پر فراز و نشیب بلوغ‌اش می‌باشد. بدون شک بین این امکان بالقوه و به فعل درآوردن آن راهی طولانی و سخت وجود دارد. طولانی بودن و سخت بودن این راه، آن‌قدر بود و آن‌قدر هست که بشر، بعد از پشت سر گذاشتن دو جنگ جهانی وحشتناک، بعد از پشت سر گذاشتن جنگ سرد، بعد از تشکیل جامعه ملل و پس از آن، سازمان ملل متحد و علی‌رغم همه تلاش‌ها برای مهار کردن نژادپرستی، تعصب دینی، تعصب جنس و وطنی و هم‌چنین تروریست، کماکان به اشکال گوناگون با همه‌ی این فجایع دست به گریبان است. اما از دیدن آن روی سکه نیز نباید غافل شد. یقین به سرنوشت سرشار از صلح و یگانگی بشر در عبور از دوران سرشار از جنگ و بیگانگی، اگر با راه‌کار همراه نباشد و نیز نمودی ظاهری و قابل لمس از خود نشان ندهد، بدون شک در حد یک فکر و ایده باقی خواهد ماند و به باور نخواهد رسید. اما امروز جامعه بهائی در سراسر دنیا می تواند مورد ارزیابی قرار بگیرد. هم آن‌چه در طول تاریخ بیش از صد و هفتاد سال، از خود ساخته و پرداخته است و هم آن چه در سال‌های اخیر انجام داده و می‌دهد. این دعوت به ارزیابی اصلا به این معنا نیست که فقط بهائیان در راه صلح و یگانگی قدم برداشته‌اند و برمی‌دارند و فقط بهائیان هستند که راه رسیدن به آن را می‌دانند. بلکه به این معناست که آن‌ها با الهام از آثار آئینی که به آن باورمندند، همه تلاش خود را کرده‌اند و می‌کنند تا بین خود و دیگران تفاوتی قائل نشوند. حالا این دیگران می‌توانند افرادی باشند که در وطن، در باورها و اعتقادات، در آداب و رسوم، در جهان‌بینی و روش‌های زندگی با آنان متفاوت هستند. بهائیان تلاش کرده‌اند و تلاش می‌کنند تا تفاوت را به تنوع و این تنوع را در گوناگونی گل‌های رنگارنگ روئیده در یک باغ تعبیر کنند. دعوت بهائیان برای شرکت در اقدامات اساسی نظیر جلسات دعا، کلاس‌های کودکان، دوره‌های تواندهی نوجوانان و حلقه‌های مطالعه، دعوتی است از همگان با هر نوع عقیده، خداباور یا خداناباور به تلاش برای عبور از موانع بیگانگی و رسیدن به هدف والای یگانگی و دیدن نفع شخصی در نفع جمعی. این تلاش می‌تواند تا آن جا پیش رود که اصلا معنای شخص تغییر نماید و فرد، تلاش برای همگان را تلاش شخصی،‌ تلاش برای شخص خود، قلمداد کند. یعنی همان‌جا‌ که قلوب، حکم قلب واحد می‌یابد و نفوس، رابطه شخص منفرد. این‌ها خلاصه‌ای بود از آن‌چه در برنامه‌ای دیداری با عنوان «یک هویت مشترک، یک مقصد» در موردش به تفصیل سخن گفته شده. PersianBMS شما را به دیدن این برنامه دعوت می‌نماید.  
نظرات و دیدگاه نویسنده این مطلب مستقل بوده و لزوما دیدگاه‌ رسمی جامعه‌ بهائی را منعکس نمی‌کند.