طاهره قرة العین
۳- در جُستن نور
هنوز از اعلان رسالت حضرت باب دو ماه نگذشته بود که ۱۷ نفر در رویا و یا با الهام الهی به ایشان ایمان آوردند. ملا محمد علی قزوینی عریضه قرهالعین را به حضور حضرت باب رساند. بلافاصله حضرت باب او را همراه دیگر مومنین که به ۱۸ نفر رسیده بودند، ملقب به حروف حی فرمودند.
***
میرزا قدیر: به سلامتی راهی شدند؟ میبینی ملاجواد قدرت تقدیر اینگونه وسایل را فراهم میکند.
ملاجواد: با آن جوش و خروشی که در دل قره العین با مطالعه تالیفات شیخ احمد و سید کاظم به پا شد، منتظر این سفر به کربلا بود ... بیگمان به ملاقات استادش سید کاظم رشتی میرود ... البته تشویق عمویش ملا محمد علی برغانی هم بر این شیفتگی افزود.
قدیر: خوب شد که با خواهرش مرضیه خانم و شوهرخواهرشان ملا محمد علی قزوینی همسفر شده ... آنها هم که شیخی هستند و میتوانند از قره العین حمایت و مراقبت کنند ... من بعید میدانستم که شوهر و پدرش اجازه سفر را بدهند ... فرزندانش را به چه کسی سپرد؟
جواد : با اذن پدر 3 فرزندش را به همسرش سپرده است ... افسوس که همسرش ملامحمد و پدرش از این موهبت الهی خود را محروم کردهاند و با آن همه فضل و علم حاضر به قبول حقیقت نیستند.
قدیر: خدا را چه دیدی ... انشالله خداوند همه را هدایت کند.
جواد: الهی آمین.
...
راوی: سال 1259 هجری قمری، هنگامی که قره العین به کربلا رسید، اصحاب سید کاظم رشتی در عزای درگذشت استاد خویش داغدار بودند ... از طرفی تنی چند از اصحاب با این اندیشه که ریاستی برای خویش فراهم نمایند دعوی وصایت ایشان را داشتند ... از طرفی دیگر همسر سید کاظم رشتی که اصالتا شیرازی بود خیلی زود به قره العین ارادت کامل یافت.
...
ملا محمد علی: مرضیه خانم به قره العین اطلاع دادی، ساعتی دیگر کلاس درس دارند؟
مرضیه: نگران نباش، خبر دارند ... بسیار افسوس میخورم که خواهرم قره العین موفق به دیدار سید کاظم نشدند و دیر رسیدند.
ملا محمد علی: دیگر تقدیر و حکمتی بوده است ... از روزی که به کربلا آمدیم زوجه سید کاظم مرحوم خیلی زود به قره العین ارادت کامل یافته است و خانه و کتابخانه دیوان الرشتی سید مرحوم را با شوق در اختیار ایشان گذاشتند ... مدام در ایجاد رفاه او میکوشد.
مرضیه: درست میگویی ... از همان ساعت خواهرم بیوقفه آثار شیخ احمد احسائی و سید کاظم رشتی مرحوم را مطالعه کرد و به چشم، شوق وافرش از کسب آن همه دانش جدید را دیدم.
ملا محمد علی: حوزهی درسش را ببین ... به وجود گروهی از مردان و زنان و خصوصا بزرگان علمای ایران و عراق مزین شده ... این موفقیت و تاثیری بزرگ است مرضیه جان.
مرضیه: معلوم بود ... شهرت فضل و قدرت کلام قره العین را نقطه علمیه الهیه میدانند و اطاعتش را ضروری و لازم ... برویم، اکنون باید در سرا باشیم، من هم به کتابخانه به دنبال خواهرم میروم.
ملا محمد علی: بسم الله ... بفرما مرضیه جان.
مرضیه: ممنون.
راوی: ملا محمد حسین بشرویهای ملقب به ملاحسین از شاگردان برجسته و شجاع جناب سید کاظم رشتی به کربلا آمد و در مجلسی با شاگردان سید کاظم مرحوم به گفتگو نشستند ...
...
ملاحسین بشرویهای: جناب سید کاظم رشتی در اواخر حیات در خصوص جانشین خود و اصولا ظهور موعود چه فرمودند؟ بگویید ... شما که شاگردان با وفا و مخلص سید مرحوم بودید باید بدانید؟
شاگرد 1: جناب سید مرحوم بارها توصیه فرمودند که پس از صعودش در اطراف پراکنده شویم و در جستجوی موعود عظیم تلاش کنیم.
ملاحسین بشرویهای: پس چرا همگی در کربلا ماندهاید و تا کنون نرفتهاید؟
شاگرد 2: درست میگویید ... برخیزید برادران باید به دیار دیگر برویم ...
شاگرد 1: خدایا دیدار موعود را نصیبمان گردان.
شاگرد 2: الهی آمین.
...
راوی: قره العین در کربلا در منزل سید کاظم رشتی مرحوم، به میزبانی همسرش همچنان مجلس درس حوزوی پر رفت و آمدی از بزرگان و علمای مشهور داشت ... برخی از شاگردان سید کاظم با توجه به نشانههای موجود در آیات قران شریف و روایات رسول اکرم و ائمه اطهار و اشارات خود سید برای یافتن موعود، عازم اقلیم فارس شدند ... روایاتی که در کتب حدیث، در بابِ تولد قائم موعود در فارس اشاره شده بود این گروه را به شهر فارس کشانید ... پسردایی قره العین همسر مرضیه خانم نیز به امید اینکه رایحهی معطره به مشامش برسد و به حضور موعود عالمیان شرفیاب شود قصد سفر به شیراز نمود.
...