قصهها رقص در مسافرخانه دانلوددانلودحجم مناسب دانلود را انتخاب کنیددانلود با حجم کم MP3دانلود با حجم زیاد MP3دانلود اشتراکگذاری اشتراکگذاری CopyFacebookWhatsAppTelegramEmail حاجی میرزا علی پیش حضرت عبدالبهاء رفت و گفت، قربان نمیتوانم از پیش حضرت بهاءالله دور شوم و آرزو دارم چندی دیگر در اینجا بمانم. بعد از گفتن این کلمات اشک بود که سرازیر شد و با گریه و التماس درخواست خودش را تکرار کرد.