حضرت بهاءالله قبل از آنکه از جهان فانی به عالم جاودانی شتابد، هم در کتاب آسمانی اقدس و هم در مکتوبی که به نام لوح عهد یا کتابُ عهدی معروف است، تکلیف مؤمنان را روشن ساخت و مقرر داشت که بعد از او به پسر ارشدش عباس افندی که بعداً به عبدالبهاء معروف گردید اقتداء نمایند. حضرت عبدالبهاء را مبین منصوص خویش خواند یعنی او و فقط او بود که میتوانست آیات و تعالیم حضرت بهاءالله را تشریح و تفسیر نماید و مقصود از تعالیم و آثار پدر بزرگوارش را برای بهائیان بیان دارد. از این راه، باب تفسیر از جانب افراد که همیشه در ادیان باعث اختلاف و انشقاق میگردد بسته شد.
کودکی حضرت عبدالبهاء
حضرت عبدالبهاء در همان شبی که حضرت باب در شیراز اظهار امر فرمود یعنی در پنجم جمادیالاول سنهی ۱۲۶۰ مطابق با ۲۳ می ۱۸۴۴ در طهران تولد یافت. ایام کودکیاش مقارن بود با زحمات و بلیاتی که بر پدر بزرگوارش در قیادت جامعهی جدیدالتأسیس بابیها در ایران وارد آمد و در خانوادهای بزرگ شد که همواره نگران و مضطرب بودند که بر سر حضرت بهاءالله چه خواهد گذشت. فقط کمتر از نُه سال داشت که پدر بزرگوارش به حبس سیاهچال افتاد و در همان سال حضرت بهاءالله به تبعید محکوم گردید و آن طفل نُه ساله با سایر افراد خانواده در بُحبوحهی زمستان از طهران بدون داشتن وسایل لازم و تنپوشهای گرم از راه همدان و کرمانشاه، روانهی بغداد شدند (۱۸۵۳) و از گردنههای پُر برف و یخ و راههای کوهستانی همدان و کرمانشاه عبور کرده، بالاخره به بغداد رسیدند [...].
حضرت عبدالبهاء در تبعید
دوران اقامت در بغداد ده سال طول کشید. حضرت عبدالبهاء از سن نُه سالگی به غربت دچار گردید و از همان زمان به تمشیت امور خانوادگی و خدمت پدر مهرپرورش مشغول بود و در سایهاش نشو و نما میفرمود. به مدرسهای داخل نشد اما همواره از عقل و هوش سرشار برخوردار بود و از پرتو انوار پدر بزرگوار دل و جانی روشن داشت و در همان اوان نوجوانی در مناظره با بزرگان و علمای بزرگ زمان و عارفان نامدار که به زیارت حضرت بهاءالله میآمدند حضور داشت و گاه به امر ایشان رسائلی در جواب مسائل عرفانی مینوشت که باعث حیرت میشد. مثلاً رسالهی کُنتُ کنزاً مخفیاً رسالهی پُرباری است که در شانزده-هفده سالگی در پاسخ یکی از مشایخ صوفیهی فرقهی نقشبندی مرقوم داشته.
در همان سالهای نوجوانی از مقام عظیم پدر آگاه گشت و از همان زمان تا دم واپسین زندگانی، وجود خویش را در نهایت فداکاری و وفاداری صرف خدمت امر مبارکش فرمود. در جمیع مصائب حضرت بهاءالله شریک بود. در تبعیدهای مکرر ایشان از بغداد به اسلامبول و از آنجا به ادرنه و از ادرنه به قلعهی عکا همراه بود و در همه جا سپر بلا و کارگزار امور پدر و خانواده بود. این دوران غربت و تبعید و حبس و زندان حضرت عبدالبهاء به مدت چهل سال به طول انجامید تا آنکه با انقراض خلافت و امپراطوری عثمانی حضرت عبدالبهاء نیز چون زندانیان دیگر آزاد گشت.
حضرت عبدالبهاء، مرکز عهد و میثاق
حضرت عبدالبهاء مرکز عهد و میثاق حضرت بهاءالله بود که به موجب وصیت مکتوب خویش، جامعهی بهائی عالم از انشعاب و تفرقه نجات یافت. با وجود اسناد کتبی از قلم شارع امر بهائی که در مرجعیت و مرکزیت حضرت عبدالبهاء صادر شده بود باز ایشان از حملات ارباب حسد و غرض مصون نماند. برادرانش بر ضد او برخاستند و چون بهانهای نداشتند از آنجا که قلم پُربارش دائماً در جولان بود و با بهائیان شرق و غرب مکاتبه میفرمود او را متهم نمودند که بعد از رحلت حضرت بهاءالله، خود، صاحب دعوی جدیدی گشته است. اما این کوششها به جائی نرسید و شخصیت نافذ و طلعت جذاب عبدالبهاء چون مغناطیسی پیروان پراکندهی امر بهائی را در شرق و غرب به هم متصل ساخت و جامعهی متحد و یکپارچهای به وجود آورد که نمونهای از جهان آینده است؛ جهانی که در آن مردم از هر قوم و نژاد و فرهنگ و از هر کشور در سایهی سراپردهی یگانگی حضرت بهاءالله در نهایت صدق و صفا با هم زندگی خواهند کرد.
حضرت عبدالبهاء در سال ۱۹۰۸ وقتی «تُرکهای جوان» حکومت عثمانی را برانداختند و خلافت را منسوخ نمودند، مانند سایر زندانیان از حبس خلاص شد اما زحمت زندان و محکوم بودن به تبعید و غربت از وطن را با کمال صبر و سُرور مقابله فرمود [...]. یکی از اوّلین اقدامات او تکمیل آرامگاه حضرت باب روی کوه کرمل و قرار دادن جسد او در مدفن دائمی بود.
سفرهای حضرت عبدالبهاء به اروپا و آمریکا
در سالهای اوّلیهی رهبری حضرت عبدالبهاء، آیین بهائی به آمریکای شمالی رسید. در شروع قرن بیستم، جامعهای مرکّب از چند هزار بهائی در آمریکای شمالی و برخی از گروههای کوچک نیز در اروپا تشکیل شده بود که نقطهی عطفی در گسترش آیین بهائی به شمار میآمد. این نشان میداد که دیانت بهائی میتواند خارج از دنیای فرهنگیِ خاورمیانه نیز مورد توجّه مردم واقع شود. حضرت عبدالبهاء بعد از آن که در سال ۱۹۰۸ آزاد شدند، ابتدا به مصر رفتند. در سال ۱۹۱۱ در اوّلین سفرشان به غرب به فرانسه و انگلستان سفر کردند. سپس در سالهای ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۳ از آمریکا، انگلستان، فرانسه، آلمان، اتریش و مجارستان دیدن نمودند. در تمام این نقاط در مجامع عمومی، در کلیساها و انجمنهای گوناگون به سخنرانی پرداختند و در مورد موضوعهای بسیاری مانند صلح، حقوق زنان، برابری نژادی، روابط کارگری و غیره خطاباتی ایراد کردند و با بسیاری از پیشوایان، دانشمندان، هنرمندان، فلاسفه، و سیاستمداران برجسته ملاقات نمودند.

در جرائد آن زمان تفاصیلی دربارهی آن سفر نوشتند و همه غیر از معدودی که در دین خویش تعصب داشتند در مدح و ثنای حضرت عبدالبهاء داد سخن دادند. او را گاه پیغمبر شرق و گاه مبشر صلح و سلام خواندند و صورت خطاباتش را منتشر ساختند.
این سفرهای پُر ثمر، جامعههای نورسیده و ضعیف بهائی را در بلاد غرب تقویت نمود و نیز عامه را از مقاصد آئین حضرت بهاءالله باخبر ساخت. در هنگام سفر به آمریکا از جمله به دست خویش سنگ بنای معبد بهائی را که به نام مشرقالاذکار معروف است در حومهی شهر شیکاگو به کار گذاشتند. امروز این معبد رفیع را از بناهای تاریخی کشور آمریکا شناختهاند و هر سال هزاران نفر از مردم غالباً غیر بهائیان از آنجا دیدن میکنند و از امر بهائی خبر مییابند.
حضرت عبدالبهاء در سال ۱۹۱۳ به حیفا برگشتند. سال بعد اوّلین جنگ جهانی درگرفت که ارتباط با جهان خارج را قطع کرد. در این سالهای جنگ، حضرت عبدالبهاء الواح فرامین تبلیغی را نوشتند و در آنها راهنمایی کردند که چگونه آیین بهائی باید در سراسر جهان انتشار یابد. در پایان جنگ، ناحیهی حیفا و عکّا به دست ارتش بریتانیا افتاد و فلسطین تحت قیمومت و سرپرستی بریتانیا قرار گرفت. به پاداش خدماتی که حضرت عبدالبهاء در دوران قحطی و سختی زمان جنگ جهانی به مردم فلسطین کرده بود، مقامات انگلیسی به ایشان لقب سِر دادند.
آثار حضرت عبدالبهاء
تا به حال بیش از سیهزار از الواح و آثار حضرت عبدالبهاء به دست آمده که بعضی از آنها را در مجلدات متعدد از قبیل مکاتیب عبدالبهاء در ۱۱ جلد، خطابات در سه جلد، مفاوضات، رساله مدنیه که به دستور پدر بزرگوار در سال ۱۸۷۵ نوشته شده، رساله سیاسیه و دهها کتاب دیگر که به عناوین مختلف از آثارش نقل نمودهاند جمع گردیده است.
حضرت عبدالبهاء مرکز میثاق امر بهائی نه فقط ضامن اتحاد اهل بهاء و پیروان امر جدید بود و نه فقط با تبیینات خویش از آثار حضرت بهاءالله آگاهی بیشتری به بهائیان جهان بخشید بلکه نیز آنان را تشویق نمود که بر خدمت جامعهی انسانی قیام نمایند و در استقرار آیین بهائی به اطراف و اکناف عالم منتشر شوند.

درگذشت حضرت عبدالبهاء
آن بزرگوار بالاخره در ۱۹۲۱ در سن ۷۷ سالگی از این عالم رحلت فرمود. در حال حاضر مزار حضرت عبدالبهاء در دامنهی کوه کرمل و در یکی از اطاقهای آرامگاه حضرت باب قرار دارد اما از سال ۲۰۱۹ طراحی، آمادهسازی و ساخت آرامگاه مستقلی برای ایشان در محلی در نزدیکی باغ رضوان در عکا شروع شده است.
منابع:
موژان مومن، گفتاری کوتاه دربارهی دیانت بهائی، لسآنجلس: شرکت کتاب، ۲۰۱۹.
هوشمند فتحاعظم، در شناسایی آئین بهائی، مادرید: بنیاد فرهنگی نحل، ۲۰۰۸.