حضرت عبدالبهاء در وصیتنامهی خود که «الواح وصایا» نامیده میشود، نوهی ارشد خود، حضرت شوقی افندی، را به عنوان رهبر جامعهی بهائی (که ولی امرالله خوانده میشود) و شخصی که اجازه دارد آثار بهائی را رسماً تبیین و تشریح کند، تعیین کرد.

وقتی حضرت شوقی افندی به ولایت امر بهائی رسید جز در ایران که دهها هزار بهائی در آن ساکن بودند و زادگاه امر الهی بود، تعداد بهائیان در اروپا و آمریکا بسیار معدود و اطلاعشان از امر بهائی محدود بود. جز چند اثر از آثار بیشمار حضرت بهاءالله به زبانهایشان ترجمه نشده بود و غیر از آنچه حضرت عبدالبهاء با مکاتبات خویش در تشریح امر بهائی به افراد و یا خطابات مفصلی که در مجامع دینی و علمی بعضی از کشورهای اروپا و آمریکا ایراد فرموده بود، دیگر منبع اطلاعی نداشتند. بهائیان جهان در آن زمان گروههایی منفصل از یکدیگر بودند که حضرت عبدالبهاء را پدری مهربان و شخصیتی عظیم و معلمی روحانی میدانستند و از چشمه فیاض جوشانش سیراب میگشتند و بنا به عشق و ایمانی که به حضرت عبدالبهاء داشتند بی چون و چرا به برگزیدهی جوانش پیوستند.
حضرت ولی امرالله چنین جامعهی وفادار ولی پراکنده و غیر منسجمی را به تدریج هدایت فرمود و با صبر و شکیبایی و حکمت و دانایی به ثمر رسانید تا آنکه، چنانچه امروز میبینیم، جامعهای بینالمللی و متحد و مرتبط به وجود آمد که اعضایش با کوششهای منظم و هماهنگ و مؤثر به ترویج ندای وحدت و محبتی که در آیین یزدانی خود یافتهاند مشغولند.
تأسیس ساختار نظم اداری بهائی
حضرت شوقی افندی ۱۵ سال اول دورهی رهبری خود را به تأسیس ساختار نظم اداری بهائی و کسب اطمینان از عملکرد صحیح آن پرداخت. سپس از این نظم اداری برای توسعهی گسترهی جغرافیایی آیین بهائی استفاده کرد. در سال ۱۹۳۷، وظیفهی انتشار آیین بهائی در چندین کشور آمریکای مرکزی و جنوبی را به بهائیان آمریکا واگذار کرد. در چند سال بعد، برنامههایی برای جوامع مختلف ملی بهائی ترسیم کرده ارسال داشت. وظیفهی انتشار آیین بهائی در کشورهای عربزبان را به بهائیان مصر و ایران، در آسیای جنوب شرقی را به بهائیان هندوستان، در آفریقا را به بهائیان بریتانیا واگذار کرد و برنامهی دیگری برای انتشار آیین بهائی در آمریکای لاتین و اروپا برای بهائیان آمریکایی تهیه نمود. اوج تمام اینها برنامهی عظیمی به نام برنامهی جهانی دهساله (از سال ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۳) بود که برای گشودن درب بسیاری دیگر از کشورهای جهان به روی دین بهائی تهیه شده بود.
در برنامهی دهساله پیشرفتی حاصل شد که بالاخره وضعیت ظاهری آیین بهائی را تغییر داد. در گوشه و کنار جهان، در نقاط مختلف مانند اوگاندا، بولیوی، اندونزی و هندوستان، و کشورهای جنوب شرقی آسیا تعداد زیادی از روستائیان و اعضاء قبیلهها به جامعهی بهائی پیوستند.
آثار حضرت شوقی افندی
حضرت ولی امرالله از جمله به ترجمهی آثار مهمهی حضرت بهاءالله پرداخت و با نهایت فصاحت آن الواح را از زبان اصلی به انگلیسی ترجمه فرمود و از آن راه ترجمهی آثار بهائی به زبانهای دیگر آسانتر و سریعتر انجام پذیرفت و بهائیان نورسیده در کشورهای مختلف فرصت یافتند که به گنجینهی وحی الهی که در تعالیم حضرت بهاءالله تجلی کرده دسترسی یابند و بر عرفان خویش بیفزایند و با اطمینانی بیشتر و بصیرتی روشن تر بر خدمت عالم انسانی متحداً متفقاً قیام نمایند.آثار حضرت ولی امرالله به فارسی و انگلیسی که همه در بیان حقایق مکنونه در امر بهائی است بسیار است و علاوه بر چندین مجلد از ترجمهی آثار حضرت بهاءالله، خود رسائل متعدد نگاشته و کتابی در تاریخ امر بهائی تألیف فرموده که بدون مطالعهی آنها مقاصد امر بهائی و اهمیت تعالیم حضرت بهاءالله چنانچه باید بر اهل تحقیق آشکار نمی گردد.

صعود حضرت شوقی افندی
حضرت شوقی افندی بعد از ۳۶ سال رنج و مرارت شبانهروزی برای ارتقاء امر بهائی از جامعهای مجهول و کوچک به آیینی جهانی، در سفری که به لندن داشتند، از این عالم درگذشتند و به عالم بقا پیوستند. گروهی از افراد که حضرت شوقی افندی آنان را به عنوان «ایادی امرالله» برگزیده و به آنها لقب «حارسان جامعهی جهانی حضرت بهاءالله که در مرحلهی جنینی است» داده بودند، به اداره کردن جامعهی بهائی تا پایان برنامهی جهانی دهساله پرداختند. در سال ۱۹۶۳، بیتالعدل اعظم (شورای بینالمللی بهائی) که در آثار حضرت بهاءالله پیشبینی شده و اعضاء آن از طرف جامعهی جهانی بهائی انتخاب میشوند تشکیل شد.
منابع:
هوشمند فتحاعظم، در شناسایی آئین بهائی، مادرید: بنیاد فرهنگی نحل، ۲۰۰۸.
موژان مومن، گفتاری کوتاه دربارهی دیانت بهائی، لسآنجلس: شرکت کتاب، ۲۰۱۹.