کولهبار رو بستم. بلیط رو گرفتم دستم و از مرزهای خیالی رد شدم به سمت شیلی. با اینکه اسپانیایی بلد نیستم ولی برای این که بتونم با مردم ارتباط نزدیکتری برقرار کنم پوشیدم، لباس محلی شیلیایی. ازشون خواستم از اجداد سرخپوستشون بگن؛ از تاثیراتی که کشورهای همسایه بر روی زبان و فرهنگشون گذاشته. بعد پرسیدم آیا بهائیها رو میشناسن؟ و اونوقت سانتیاگو که در طول سفر با من همراه شده بود شروع کرد به توضیح دادن تاریخ ورود اولین بهائیان در ۱۹۱۹... او گفت که ورود دیانت بهائی به شیلی، نهالی بود که ما بعد از گذشت دههها تازه تونستیم اولین میوههاش رو بچینیم...
همراه