راهی هست

نقش دین و معنویت در حمایت روانی و پیشگیری از خودکشی
مذهب و معنویت، اگه با عشق، همدلی و فهم همراه باشن، میتونن پناهگاه فرد باشن و نه قفسش چون گاهی فقط یک جمله از دل یک دعا، میتونه تو رو از لبهی پرتگاه برگردونه. مذهب و معنویت میتونن یادآوری کنن که تو تنها نیستی، که حتی رنج هم معنا داره و هنوز امیدی هست حتی

چگونه سن، فرهنگ و رسانه خطر خودکشی را افزایش میدهند
آسیب به خود گاهی حاصلِ سالها درد، سکوت و تنها موندنه. دردی که تو هر سن، رنگ خودش رو داره. در نوجوانی، با فشار برای جا افتادن، تأیید گرفتن و فهمیده شدن. در میانسالی، با بحرانهای اقتصادی، مسئولیتهای سنگین و احساس ناکامی. در سالمندی، با بیماری، انزوا و خاطراتی که سنگینتر از همه هستن. اما

«طرح ایمنی»، راهی برای نجات از افکار خودکشی
بعضی لحظهها اونقدر سنگینن که آدم نمیدونه با دلش چهکار کنه. افکار تند میان و میرن… و اگه تنهات بزاره، اون لحظه میتونه خطرناک بشه. اما یه چیز میتونه باهامون باشه: برنامهای که خودمون برای نجات خودمون ساختیم. سیفتی پلن یا طرح ایمنی همون صدای آرامیه که از قبل برای اون لحظه نوشته شده. برنامهای

پس از خودکشی؛ چگونه از بازماندگان مراقبت کنیم؟
وقتی یکی از اعضای خانواده جان خودش رو میگیره، فقط یک نفر رو از دست نمیدیم، احساس امنیت، باور به آینده و گاهی حتی اعتماد به خودمون هم باهاش میره. وقتی یک نفر از خانوادهات خودش رو از این دنیا میبره، چیزی درونت میشکنه که با هیچ واژهای ترمیم نمیشه. غمش فقط از نوع «از

خانواده، سپری در برابر خودکشی
گاهی نجات، فقط به یک صدا نیاز داره، به صدایی که بگه: «ما اینجاییم… باهاتیم.» در تاریکی ناامیدی، در لحظههایی که فرد حس میکنه هیچکس نمیفهمه، خانواده میتونه نور باشه، راه رو برای آرامش نشون بده البته نه با راهحل دادن بلکه با حضور، با بودن، با شنیدن، با بیقید و شرط دوست داشتن. حتی

چگونه با فردی که به خودکشی فکر میکند رفتار کنیم؟
وقتی کسی میگه: «دیگه نمیخوام ادامه بدم…» ما نباید نصیحتش کنیم. نباید بترسونیمش یا بگیم «تو که چیزی نداری ناراحت باشی…» باید باهاش همدلی کنیم نه اینکه قضاوتش کنیم. چون تمایل به آسیب به خود، تصمیمی منطقی نیست، دردیه که راه بیانش رو پیدا نکرده. حتی وقتی که در همه اینها گم شدی، باز راهی

عوامل شکلگیری گرایش به خودکشی
وقتی همهچیز با هم به هم میریزه، رابطه، خانه، سرزمین، آدم گم میشه، نه فقط یک شکست آسیب بزنه بلکه هزار فکرِ ناگفته و هزار احساسِ دفنشده هست اما یادت باشه حتی وقتی در همه اینها گم شدی، باز راهی هست … این قسمت رو به کسانی تقدیم میکنیم که در سکوت، بارِ چند بحران رو

خودکشی؛ از شناخت علائم تا گامهای حمایتی
گاهی بهخاطر مشکلات روانی، بحرانهای شدید زندگی، تنهایی، یا توان بدن که دیگه همراهی نمیکنه نه به خاطر ضعف بلکه وقتی درد، هم از درونه هم از بی رون، آدم رو خسته میکنه، خیلیها میگن: «قوی باش…» اما کسی نمیپرسه: « تو این همه فشار، چقدر تنها بودی؟» حتی وقتی که در همه اینها گم شدی،