مداد نارنجی فرزندم
تفکر انتقادی
آیا فکر کردن میتواند کیفیتهای متفاوتی داشته باشد؟ نحوه تفکر ما تا چه حد در تصمیمات و انتخابهای ما در زندگی تاثیرگذار است؟ چطور میتوانیم تشخیص دهیم وقتی ایدهای داریم یا احساسی نسبت به موضوعی در ما ایجاد میشود منشأ این ایده و احساس کجاست؟ کودکان این توانایی را دارند که از کودکی پرسشگر بودن و بررسی کردن را بیاموزند.
***
سلام. درنا پارسا هستم. به پادکست مداد نارنجی فرزندم خوش آمدین.
امروز در مورد موضوعی صحبت میکنیم که یک مهارت به حساب میاد و ممکنه درباره آن مطالب زیادی شنیده باشین، اما ما در اینجا میخوایم از این زاویه به موضوع نگاه کنیم که چطور آشنایی با این موضوع به ما کمک میکنه که در فرزندانمون این مهارت رو پروش بدیم. موضوع این اپیزود تفکر انتقادی هست.
بیاین به این موضوع فکر کنیم که چرا میخواهیم فرزندانمان بتوانند در سطح بسیار مؤثری فکر کنند؟ آیا نمیشود آنها همونطور که در اطرافشون رایجه فکر کنن و زندگی سادهای داشته باشند؟ یا درباره خود ما… نمیشه نگرانی درباره مشکلات اساسی زندگی را به دیگران واگذار کنیم و زندگی روزمره خودمون رو پی بگیریم؟ آیا باید بنا به موقعیت اخلاق را رعایت کرد و با جریانات روز پیش رفت؟
بیایید با یک مشاهده مهم شروع کنیم. اغلب کودکان در مدرسه، فکر کردن را نمیآموزند. میدانم این ادعای بحثانگیزی است، اما واقعیت دارد. مدارس اغلب، اطلاعات دایرةالمعارفی در اختیار کودکان گذاشته و این کار را «آموزش» مینامند. در یکی از مشهورترین تحقیقات پژوهشی، محققی به این نتیجه رسید که مهارتهای تفکر کودکان در پایه دوازدهم اساساً در حد مهارت آنان در پایه چهارم بود. بله باور چنین چیزی سخت است.
پس ما نیاز داریم بیشتر درباره تفکر انتقادی بدانیم تا بتونیم در آموزش موثر آن برای فرزندانمان قدمی برداریم.
خب اصلا تفکر انتقادی یعنی چه؟ تفکر انتقادی یک فرایند تحلیلیه که فرد روی معانی تامل میکنه و شواهد رو بررسی میکنه. به بیانی سادهتر تفکر انتقادی بررسی موضوعات از جنبههای مختلفه. مهارت
تفکر انتقادی به فرد این توانایی رو میده که اطلاعات دریافتی را ارزیابی کنه و خطرات عملی که فقط بر پایه فرضیات هست رو به حداقل برسونه. اما مشکل اینجاست که نگرشهایی هستند که موانعی برای تفکر نقاد هستند. به این جملات گوش دهید. آیا تا به حال آنها را شنیدهاید یا برایتان آشناست؟
من بیشتر ترجیح میدهم دیگران بگویند چه کاری بکنم .
من همان کاری را انجام میدهم که به نظرم خوب است.
از افرادی که مسائل را مبهم میگذارند و به جای اینکه پاسخ را بگویند آن را به بحث میکشانند خوشم نمیاد.
اگر خودم با چیزی موافق باشم برایم مهم نیست که چرا دیگران با من موافق نیستند.
شما در مورد این جملات چه فکر میکنید؟ باید بدانید این نگرشها موانعی برای تفکر نقاد هستن.
حالا از خودمون میپرسیم که چطور این مهارت را در خود و کودکانمان پرورش دهیم؟ یک راه موثر اینه که نظرات و دیدگاههای مختلف را در مورد موضوعات مختلف جویا بشیم. مثلا یک سوال را مطرح کنین: آیا میدانستید کلاغها گوشتخوارند؟ حالا به کمک فرزندان با هم درباره این سوال تحقیق کنین.
دایرهالمعارف منبع خوبی برای تحقیق است، یا سایتهای معتبر زبان اصلی نیز منابع معتبر هستند که میتوانیم همگام با فرزندان تحقیق کنیم و از صحت و درستی این عبارت مطرح شده مطمئن بشیم.
یکی دیگه از روشهای تقویت تفکر نقاد اینه که وقتی موضوعی رو از کودکان میشنویم ازشون بپرسیم منظورت از این موضوع چی هست؟ یا
چطور به این نتیجه رسیدی؟
منبع اطلاعاتی تو کجاست؟
به این مکالمه توجه کنین:
کودک: مامان میدونستی دوستم میتونه پرواز کنه؟ امروز خودش گفت.
مادر: ممم چه جالب. فکر میکنی برای پرواز چه چیزهایی لازمه؟ مثلا پرندهها چطور میتونند پرواز کنند؟ میخوای بریم تو کتابت یا اینترنت بخونیم و ببینیم؟
کودک: امروز معلممون گفت هر کسی دستاشو نشوره مریض میشه.
مادر: خب میخوای بریم ببینیم چطور آدمها مریض میشن؟ چه چیزی باعث مریضی میشه؟
در این مثال مادر نمیگه نه دوستت یا معلم اشتباه کرده. در واقع کودک رو سوق میدهد تا خودش تحقیق کند و نتیجهگیری کند و حتی دیدگاههای معلم و دوستش را هم بررسی میکند. شاید نظر آنها درست باشد. تفکر نقاد به کودکان یاد میدهد نظرات دیگری را گوش دهند و از دیدگاه فرد دیگر بتوانند به موضوع نگاه کنند و درک کنند. بنابراین اگر سوال یا عبارت خبری از کودکان شنیدید سریع مخالفت یا موافقت نکنید. اجازه دهید کودکتان خودش از منابع معتبر تحقیق کند و سپس نتیجهگیری نماید.
این مهارت باعث میشود کودکان در رابطه با رسانهها و اطلاعاتی که در معرض هستند ایمن شوند و به راحتی موضوعی را قبول نکنند.
...