یکی دیگر از تعالیم اصلی آئین بهائی تعدیل معیشت است که هدف و مقصد از آن برقراری عدالت اقتصادی است و عدالت اقتصادی نیز از شروط و لوازم عدالت اجتماعی است. عدالت اقتصادی باید هم در میان کشورهای عالم، هم در میان قشرهای مردم در هر کشور، و هم در جوامع محلّی به اجرا درآید.
افکار و باورهای انسانها تأثیر در رفتار و عملکرد آنها دارد. این تصوّر که اگر هر فردی بنا به طبیعت خود صرفاً در صدد جلب منافع مادّی خود برآید رفاه همگان خود به خود تأمین خواهد شد و یا این تصوّر که رقابت آزاد افراد برای جلب منافع مادّی علّت پیشرفت جوامع بشری است، تنها به گسترش نابرابری بیشتر منجر میشود. این پیشفرضها امروزه در برخی از جوامع غربی و غیر آن بدون چون و چرا مورد قبول واقع شده است. واضح است که این پیشفرضها با دیدگاههای رایج راجع به طبیعت انسان مرتبط است. افرادی که نوع بشر را طبعاً خودخواه میشمرند و معتقدند که ممکن نیست انسانها منافع دیگران را بر منافع خود ترجیح دهند تصوّر میکنند که اگر قدمی در راه جلب منافع دیگران بردارند به ضرر خودشان تمام خواهد شد چه که دیگران صرفاً به فکر منافع خود هستند. همچنین امروزه این تصوّر نیز رایج است که منابع و ثروت عالم محدود است و برای همگان کافی نیست و نیز اینکه خوشبختی افراد منوط به ثروت و دارائی هر چه بیشتر است. نتیجۀ این تصوّرات طبیعتاً رواج رقابت بیشتر برای کسب ثروت است بدون توجّه به مضرّاتی که در نتیجۀ اعمال یک گروه یا فرد برای دیگران حاصل میشود.
اگر اعضای یک خانواده یکدیگر را افرادی خودخواه تلقّی کنند که تنها به فکر مصالح فردی خویش هستند و نه مصالح خانواده، طبیعتاً نتیجۀ چنین دیدگاهی اختلاف و نزاع میان اعضای خانواده خواهد بود. عالم بشر نیز در عصر حاضر به مرحلهای از تحوّل رسیده است که همۀ ملل جهان به یکدیگر وابستگی یافتهاند و عملی نیست که هر ملّت و کشوری صرفاً در صدد تأمین رفاه مادّی خود برآید بدون آنکه به این مسئله که منافع ملل و کشورهای دیگر چگونه تحت تأثیر قرار میگیرد توجّه کند. اگر ملّتهای جهان هر کدام تنها به فکر مصالح خود باشند و به اثرات سیاستهای اقتصادی خود بر ملّتهای دیگر نیندیشند، این روش و سلوک به بروز هرج و مرج در عرصۀ روابط بینالمللی و نهایتاً جنگ و جدال خواهد انجامید. همین نکته در مورد هر کشور و ملّتی به تنهائی نیز صادق است. اگر در کشوری، هر قشری از قشرهای مردم تنها در صدد جلب منافع خود باشد صرف نظر از اثرات منفی آن بر قشرهای دیگر، نتیجه نهایتاً اختلاف و نزاع است و بدیهی است که این اختلاف و نزاع به ضرر همه تمام خواهد شد.
آئین بهائی انسان را موجودی شریف میداند که طالب کسب کمالات روحانی و فضائل انسانی است و رفاه مادّی را وسیلهای برای رسیدن به این هدف عالی میشمرد. حضرت بهاءاللّه میفرماید فضل انسان در خدمت و کمال است نه زینت و ثروت و مال. حضرت عبدالبهاء ثروت شخصی را سبب عزّت و سعادت انسان ندانسته و میفرماید: «... عزّت و سعادت و بزرگواری و منقبت و تلذّذ و راحت انسان در ثروت ذاتیّۀ خود نبوده بلکه در علوّ فطرت و سموّ همّت و وسعت معلومات و حلّ مشکلاتست.»
آئین بهائی زهد و ترکِ دنیا و فقر و احتیاج را مقبول نمیشمرد، بلکه ثروت را در حدّ اعتدال امری پسندیده میداند. در عین حال، طبق تعالیم بهائی، ثروت در صورتی مطلوب و ممدوح است که هم راههای دستیابی به آن و هم استفادۀ از آن با اصول روحانی و اخلاقی مطابقت داشته باشد. به عبارت دیگر ثروت از راههای اخلاقی و قانونی به دست آمده باشد و نیز صرف اهدافی اخلاقی و انسانی گردد. اگر هیئت اجتماع غنی نباشد و فوائد ثروت عاید همگان نشود و به ترویج رفاه اجتماعی کمک نکند، آن ثروت پسندیده نیست. حضرت عبدالبهاء مینویسد: «... غنا منتهای ممدوحیّت را داشته اگر به سعی و کوشش نفس خود انسان در تجارت و زراعت و صناعت به فضل الهی حاصل گردد و در امور خیریّه صرف شود.» و نیز میفرماید:
ثروت و غنا بسیار ممدوح اگر هیئت جمعیّت ملّت غنی باشد ولکن اگر اشخاص معدوده غنای فاحش داشته و سایرین محتاج و مفتقر و از آن غنا اثر و ثمری حاصل نشود این غنا از برای آن غنی خسران مبین است ولی اگر در ترویج معارف و تأسیس مکاتب ابتدائیّه و مدارس صنایع و تربیت ایتام و مساکین، خلاصه در منافع عمومیّه صرف نماید آن شخص عند الحقّ و الخلق بزرگوارترین سکّان زمین و از اهل اعلی علّیّین محسوب.
همچنین شرف و بزرگواری انسان را از جمله در «تزیید ثروت و غنای عمومی» میبیند و مینویسد: «... اگر شخصی عاقل و مدبّر تشبّث به وسایلی نماید که جمهور اهالی به ثروت و غنای کلّی برسند همّتی اعظم از این نه...»
تعدیل معیشت یعنی توزیع عادلانۀ ثروت به معنای ایجاد برابری مطلق نیست، بلکه بدان معناست که هیچ کشور یا گروهی از مردم از رفاه و آسایش محروم نباشد. در جهانِ امروز نابرابری اقتصادی به حدّی وسعت یافته که برخی از کشورها قادر نیستند خود را از گرداب فقر آزاد کنند و حتّی در کشورهای پردرآمد نیز شمار زیادی از مردم در فقر مطلق به سر میبرند. این نابرابری امری جدید نیست ولی امروزه بیش از پیش شدّت یافته است. حضرت عبدالبهاء وضعی را که بیش از صد سال پیش موجود بود چنین توصیف نمود: «طبقات ناس مختلفند. بعضى در نهایت غنا هستند، بعضى در نهایت فقر. یکى در قصر بسیار عالی منزل دارد، یکى سوراخی ندارد. یکى انواع طعام در سفرهاش حاصل است، یکى نان خالی ندارد قوت یومی ندارد.»
صد سال پیش که اختلاف میان سرمایهداران و کارگران در کشورهای غربی به حدّ بحرانی رسیده بود حضرت عبدالبهاء هشدار داد که «اگر این مسئله به طور محبّت التیام نیابد عاقبت به جنگ خواهد کشید.» ایشان راه حلّ را در تعدیل معیشت به نحو مسالمتآمیز دیده و فرمود: «اشتراک و تساوى تامّ ممکن نیست زیرا امور و نظام عالم مختلّ میگردد، امّا یک طریق معتدلانه دارد که نه فقراء این طور محتاج بمانند و نه اغنیاء این طور غنى گردند. هم فقراء هم اغنیاء بر حسب درجات خود به راحت و آسایش و سعادت زندگانى نمایند.» در دنیای امروز، به نسبت صد سال قبل، فاصلۀ میان دارا و ندار بسیار بیشتر گردیده و این به رغم آن است که ثروتی که در عالم تولید میشود چنان افزایش یافته که برای رفاه نسبی تمام جمعیّت عالم کافی است. شدّت یافتن اختلافات طبقاتی خطری جدّی برای ثبات اجتماع و صلح است. به علاوه استفاده از روشهای تولیدی که صرفاً ایجاد منفعت هرچه بیشتر را در نظر میگیرد بدون آنکه به اثرات بد آن بر محیط زیست توجّه کند همراه با شیوع مصرفگرایی سلامت محیط زیست را تهدید میکند و خطرات آن طبیعتاً متوجّه تمام نوع بشر است.
اهمیت اشتغال به کار
از دیگر تعالیم بهائی که با مسئلۀ تعدیل معیشت و اقتصاد مرتبط است ضرورت اشتغال به کار است. در آئین بهائی هر فردی موظّف است به کاری مشغول شود تا بتواند امرار معاش نماید و تکفّل خانوادۀ خود را بر عهده گیرد. آئین بهائی نمیپذیرد که افرادی که توانائی اشتغال دارند باری بر دوش جامعه باشند. حضرت بهاءاللّه میفرماید: «... بر کل لازم که به صنایع و اکتساب مشغول گردند اینست اسباب غنا...» و نیز میفرماید: «پستترین ناس نفوسی هستند که بیثمر در ارض ظاهرند...» در اثر دیگری مینویسد: «... جمیع را امر نمودیم که به امری از امور و به شغلی از اشغال مشغول باشند. طوبی از برای نفسی که حمل نمود و حمل نشد. به کسب و اقتراف توجّه نمایند. فلسی از آن عنداللّه احبّ است از کنزی که به غیر حقّ جمع شود و آماده گردد.» حضرت عبدالبهاء میفرماید: «... هر نفسی باید کار و کسب و صنعتی پیش گیرد تا او بار دیگران را حمل نماید نه اینکه خود حمل ثقیل شود و مانند علّت کابوس مستولی گردد.»
در ادیان گذشته همیشه افرادی بودهاند که اعتلای روحانی خود را در انزوای از دنیا و انصراف از کار و کسب میشمردهاند. آئین بهائی این امر را مردود میداند و ضمناً نه تنها اشتغال و کسبِ درآمد را منافی اکتساب کمالات روحانی نمیبیند بلکه میآموزد که شغل و کارِ انسان اگر با روح خدمت به دیگران توأم شود عبادت محسوب میشود و سبب پیشرفت روحانی فرد است. حضرت بهاءاللّه میفرماید: «هر نفسی به صنعتی و یا به کسبی مشغول شود و عمل نماید آن عمل نفس عبادت عند اللّه محسوب.» در عین حال، برای اینکه افراد بتوانند به کار و حرفهای مشغول شوند و وسائل معاش خود را تأمین کنند لازم است بتوانند تحصیل کنند، از این رو مسئلۀ تعلیم و تربیت عمومی یعنی فراهم ساختن امکانات تحصیلی برای همۀ افراد بشر از تعالیم اساسی بهائی است.
نظام اقتصادی عالم باید بر اساس اصل عدالت نوعی تنظیم شود که اجازه ندهد گروهی معدود دیگران را استثمار نمایند و یا فعّالیّتهای اقتصادیِ برخی، سودِ کلان برای آنها به بار آورد ولی به فقر و تنگدستی در عالم دامن زند. امّا این افراد هستند که جامعه را تشکیل میدهند و لازم است که افراد از کودکی نوعی تربیت شوند که در زندگی خود پایبند اصول اخلاقی و روحانی باشند و هرگز راضی نشوند که برای رسیدن به ثروت از عدل و انصاف چشم پوشند. همچنین اگر وجود انسان علاوه بر عدل و انصاف به کمالات دیگری نظیر حسّ یگانگی با دیگر انسانها و سخاوت و ازخودگذشتگی زینت یابد، اثرات آن در عرصۀ اقتصاد به صورت همکاری متقابل و کمک بلاعوض ظاهر خواهد شد و به رفاه جامعه خواهد افزود. انسانی که وجودش به کمالات روحانی آراسته و به یگانگی نوع بشر معتقد است منفعت فردی خود را بر راحت و آسایش جمع ترجیح نمیدهد و ثروت را برای تأمین معاش خود و خانواده و خدمت به اهل عالم میجوید. به اعتقاد بهائیان نظام اقتصادی جهان آینده با الهام گرفتن از اصول و تعالیم بهائی ضامن آسایش همۀ مردم عالم و حفظ سلامت محیط زیست هر دو خواهد بود.
مطالب مرتبط:
کنکاش
به سوی دنیای بهتر - فصل ۴
منبع:
مقدّمهای بر آموزههای بهائی، انتشارات دفتر روابط عمومی ایرانیان، ۲۰۱۹