مداد نارنجی فرزندم
تعادل
سبک زندگی ما شامل چه ابعادی است؟ آیا در سبک زندگی خود توانستهایم به نیازهای مختلف و متفاوت وجودمان و همین طور جامعهای که در آن زندگی میکنیم توجه کنیم؟ چطور میتوان به همه این ابعاد توجه کرد و به شکلی متعادل آنها را در برنامه زندگی گنجاند؟
***
سلام، به پادکست مداد نارنجی فرزندم خوش اومدین. من درنا پارسا هستم و در این قسمت میخوام براتون از یک مفهوم جالب صحبت کنم. مفهوم تعادل.
ریشه کلمه تعادل از مصدر عدل هست و معنای آن ایجاد عدالت و همخوانی بین امور مختلفه. انسانی که میخواهد تعادل در زندگی را تجربه کند، ابتدا باید بداند که خواستهاش از زندگی چیست؟ و چه هدفی را دنبال میکند و پس از آن برای رسیدن به این هدف طوری برنامهریزی کند که در مدتی مشخص به آن دست پیدا کند. بندبازی را تصور کنید که میخواهد با راه رفتن روی یک طناب از نقطهای به نقطه دیگر برسد. باید برای هر قدمش برنامهای خاص داشته باشد، به طوری که فشار روی طناب و وزنی که به دو طرف طناب وارد میشود کاملا دقیق و حساب شده باشد. اگر این بندباز از یک طرف طناب غافل شود و تمرکز خود را بر روی طرف دیگر بگذارد محکوم به سقوط است! او باید حساب شده قدم بردارد تا بتواند تعادل خود را حفظ کرده و به نقطه مورد نظر برسد. زندگی ما هم مثل بندبازی است، هر فردی باید بتواند نقطه تعادل خود را در زندگی پیدا کند. رسیدگی به تمام جوانب زندگی میتواند نقطه تعادلی باشد جنبههای زندگی هر فرد میتواند متفاوت باشد. مثلا یک نفر ۷۰ درصد وقت خود را کار میکند اما فرد دیگر ۴۰ درصد وقت خود را به کار میپردازد. اینکه تعادل چطور برقرار شود بستگی به تفکر، شرایط جسمی و موقعیت اجتماعی شما دارد. بنابراین نمیتواند یک فرمول مشخص پیدا کرد، اما شاید بتوان کلیتی در تعادل بیان کرد. مثلا به سه بعد جسمانی، انسانی و روحانی انسان توجه کنین. بعد جسمانی توجه به سلامت و جسم است که هر فرد با توجه به شرایط خودش باید در نظر بگیرد. چه کارهایی به رشد و بهبود بعد جسمانی کمک میکند؟ اما بعد انسانی اینه که چقدر بر روی رفتارها و نگرش خودتون کار میکنید یا تفکرتون نسبت به موضوعات مختلف چگونه است؟ آیا متعصبانه به قضایا فکر میکنید یا پذیرای نظرات بقیه هستید؟ و همینطور پرورش دانش و هنر یا صنعت همگی در ارتباط با بعد انسانی وجود ماست. در نهایت بعد سوم که بعد روحانی است درباره پروش صفات روحانی مثل عدالت، صلح، صداقت، و بخشش و غیره هست.
حالا چطور با فرزندانمون در مورد این سه بعد صحبت کنیم تا از همین کودکی یاد بگیرند که تعادلی در برنامههای زندگیشون ایجاد کنن که همه این ابعاد زندگیشون رشد کنه؟
یکی از روشهایی که هم به ما کمک میکنه هم به کودکمون، اینه که هر کاری که انجام میدیم رو بررسی کنیم و ببینیم چه تاثیری در این سه بعد گذاشته است. توجهتون رو به یک گفتگو جلب میکنم.
مادر: امروز برای همکارانم از خونه کیکی که دیشب پخته بودم رو بردم.
دختر: همه کیک رو برای همکارات بردی؟
مادر: بله، همکاران بعد خوردنش حس خوشحالی داشتند، چون قبل نهار بود و گشنه بودند. میدونی وقتی کیک خوردن چه اتفاقی افتاد؟
دختر: نه.
مادر: به نظرم تمرکزشون روی کار بیشتر شد.
دختر: یعنی چی؟
مادر: یعنی مدت بیشتری کار کردند و حس دوستی بینمون بیشتر شد.
همونطور که شنیدین مادر در این گفتگو تلاش کرد به کمک کودک ابعاد مختلف این اتفاق را بررسی کنند. شما هم میتوانید در کارهای روزانه مختلف با کودکتان گفتگو کنین که آیا تعادل برقرار شده. برای تمرین میتونیم جنبههای مهم زندگیمون رو بنویسیم و بعد ببینیم در کارهای روزانه زندگی به هر کدام چقدر اهمیت میدیم. در ارتباط با فرزندانتان هم همین کار را انجام دهید. جنبههای مهم زندگی فرزند شما چیه؟ آیا در طی روز به همه آنها پرداخته میشود؟ مثلا یک جنبه زندگی فرزند شما ارتباط نزدیک با والدین است آیا در طی روز برای او به طور خاص وقت میگذارید؟
ایجاد تعادل در زندگی باعث سرعت بخشیدن به رشد و پیشرفت است و همچنین کمک میکند تا روابط خانوادگی بهتر و سالمتری داشته باشید. مثل همیشه میدونیم که یکی از بهترین آموزشها برای بچهها دیدن الگوی رفتاری والدین هست. هرچه خود ما در ایجاد این تعادل در زندگی شخصی و خانوادگی خودمون تلاش کنیم بچهها هم بیشتر در فضای یادگیری این مفهوم قرار میگیرن .
...