ترنج و ماهی

درختی که دوست داشت خورشید بشه
ماهی برای ترنج یک قصه تعریف میکنه. قصه درختی که دوست داشت خورشید بش ه.

دوست تازه با لهجه عجیب
نازنین به تازگی به مدرسه ترنج آمده و ترنج درباره او و بچههای کلاس با خاله ماهی گفتگو میکنه.

گلدون کوچک ترنج
معلم ترنج به او یک گلدون کوچولو داده و ترنج باید ازش مراقبت کنه ولی موضوعی هست که باید دربارهاش با معلماش صحبت کنه.

کی توپ کلاس را انداخته پشت باغچه؟
زنگ ورزش شده و ترنج با دوستاش در حال ورزش با توپ هستن که مربی یک مرتبه میبینه توپ افتاده پشت باغچه. از بچهها میپرسه کی توپ رو انداخته؟ ادامه ماجرا رو ترنج برای ماهی تعریف میکنه.

نون و پنیر و خیار هم داستانی داره
هر روز توی سفره نون و پنیر و خیار بود. ولی اون روز ترنج با داستان اونها آشنا شد.

ستارههای آسمون روستا
ترنج و ماهی به یک روستا رفتن. شب شده و همه جا تاریکه و اونا شاهد یک منظرۀ خیلی قشنگ در دل تاریکی هستن.

باغ شیشهای
وقتی ترنج تصمیم میگیره یک باغ شیشهای درست کنه ماهی یاد یک بازی جادویی میافته که با هم انجام بدن .

راه بزرگ آسایش
ماهی کتابی از دوستاش امانت گرفته ولی بارون و باد شروع شده و ممکنه کتاب آسیب ببینه. ترنج به ماهی کمک میکنه که راهی پیدا کنن تا خیالشون راحت بشه.