مداد نارنجی
با یک توپ هر دو بطری رو بزن
متین در این قسمت به کمک معلماش درباره هدف فکر میکند. بعضی هدفها مثل یک تیر و دو نشان است. او به این فکر میکند که برای هر کاری چه هدفی دارد. مداد نارنجی داستان ایدههای او را تعریف میکند.
[gallery ids="102691,102692"]
***
بچهها امروز متین تو دفترش دیوار مدرسشون و رنگ نارنجی و فرچه و بطری آب و توپ کشیده بود. فکر میکنید اینها چه ربطی به هم دارند؟
امروز تو مدرسه معلمشون در مورد هدف باهاشون صحبت کرده بود و براشون یک بازی هیجانانگیز آورده بود. بازی اینجوری بود که توپ رو طوری باید پرتاب میکردند که به دوتا مانع بخوره و بندازتشون، موانعی که معلمشون آورده بود دو تا بطری بود که کنارم گذاشته شده بودند و بچهها باید تلاش میکردند با یک توپ هر دو رو بزنند. این بازی مثل بولینگ بود. همه بچهها تلاش کردند تا توپ را با یک ضربه به بطریها بزنند و هر دو بطری بیفته. بازی هیجانانگیزی بود. بعد بازی که معلمشون پرسید به نظرتون هدف یعنی چی؟ بچهها شما میدونید هدف یعنی چی؟
متین در جواب معلمش فکر میکرد و گفت هدف مثل وقتی که تو فوتبال توپ رو شوت میکنی و میره تو دروازه یعنی توپ رفته خورده به هدف.
معلمشون گفت این هم درسته اما برای اینکه بهتر بفهمیم هدف یعنی چی، میخوایم برای مدرسه یه کاری انجام بدیم. همه بچهها خوشحال و هیجانزده شدند که چه کاری برای مدرسه قراره انجام بدن؟ بعد متین یه سوالی داشت. از معلمشون پرسید یعنی کاری که برای مدرسه انجام میدیم به درد همه بچهها میخوره؟ معلمشون گفت بله، هم مدرسه هم بچهها از این کار لذت میبرن. بچهها شما فکر میکنید چه کاری میتونه باشه؟
معلمشون چند تا سطل رنگ آورد با چند تا فرچه و به بچهها گفت قراره یکی از دیوارهای مدرسه رو رنگ کنند. این دیوار رنگش خراب شده بود و نیاز به رنگ دوباره داشت. همه بچههای مدرسه با خوشحالی فرچهها رو برداشتند و شروع کردند به رنگ کردن. هدف این بود که دیوار رنگ تازه بگیره و همه بچهها از دیدن رنگ دیوار لذت ببرند، مدرسه هم زیباتر بشه. معلم گفت هدفمان رنگ کردن دیوار و ایجاد حس زیبایی برای کسانی که دیوار رو میبینند و لذت بردن از همکاری بچهها در کنار هم هست.
وقتی متین این ماجرا رو برای مامانش تعریف کرد مادرش گفت چه کار خوبی کردید. هم به فکر خودتون بودید هم همه بچههای مدرسه. انگار با یه تیر دو هدف رو زدید. متین این حرف مامانش جالب بود براش که با یه تیر دو هدف رو زدند و یاد بازی مدرسشون افتاد که خیلی هم خوش گذشته بود. بعد پرسید دیگه چی کار کنیم دو تا هدف با هم میخوره؟ مامانش یکم فکر کرد و گفت مثلا وقتی سطل زباله خودمون رو میذاریم دم در میتونیم مال همسایهها رو هم بگیریم و دم در بذاریم. اینجوری هم به همسایه کمک کردیم هم به محیطزیست محلمون. یا هم برای تو کوچه گل بکاریم و هم برای باغچه خودمون، اینجوری هم باغچه ما قشنگ میشه هم باغچه محلمون. متین از ایدههای مامانش خیلی خوشش اومد و آماده شد تا انجامشون بده. بچهها شما تا حالا با یک تیر دو هدف رو زدین؟