آئین بهائی برای آن ظاهر نشده که شریعتی بر شرایع موجود اضافه نماید و تنها عبادات و مناسک دینی را تغییر دهد بلکه مقصدش بالاتر از آن است: برای تجدید بنای عالم است، برای ایجاد خلق جدید است، ارتقاء مقام انسان است، وحدت بشر است، رفع اختلافات است، صلح عمومی است که همه در ظلِ معرفت کردگار و با استمرار فیوضات نامتناهی الهی حاصل میشود. احکام شخصیه و عبادات از وسایل ضروری آماده شدن انسان برای وصول به مقاماتی است که علت خلقت اوست نه اینکه هدف غائی و مقصود اصلی دین باشد. وسیله را نباید با مقصد اشتباه کرد. افسوس که غالب مردمان چنین میپندارند که دین عبارت است از اینکه به مجموعهای از مناسک و شرایع و تقالید و سنتهائی تمسک جویند و بس و چون آن تقالید و سنن مختلف است بین مردمان اختلاف افتاده و میبینیم که بنام دین چه کشتارها بین پیروان ادیان حتیٰ بین فرقه های یک دین پدید آمده است.
چون اساس دین را با ظواهر و فروع آن اشتباه نمائیم همان احکامی که اصلاً برای تقویت مبانی روحانی ما نازل گشته سبب اختلاف میگردد و جنگ هفتاد و دو ملت در میگیرد و حقیقت دین در پس ظواهر و تشریفاتی که هر فرقهای بر مذهب خود بسته است پوشیده میماند.
اما در آئین بهائی احکام و عبادات و فروعات جزئی از دین است ولی جایگزین دین نمیگردد. عبادات و اجراء احکام امری است خصوصی و مربوط به وجدان نفوس بی دخالت دیگران. عباداتِ بهائی را شخصی دیگر از محراب و منبر هدایت و قیادت نمیکند و تشریفاتی ندارد. حتی کسی بنام "امر به معروف" حق دخالت در حریم وجدان همکیش خویش را ندارد.
حضرت بهاءالله در کتاب اقدس که از جمله گنجینهای از حدود و احکام آئین بهائی است تأکید فرموده که چنین مپندارید که برای شما احکام نازل کردهایم بلکه با سر انگشت قدرت و اقتدار مُهر از سَر شراب معنوی برگرفتهایم. و در همان کتاب حضرت بهاءالله اوامر و احکام خویش را چراغهای عنایت الهی و کلید گنج رحمت الهی برای بشر خوانده است.
با وجود اهمیتی که اوامر و احکام دینی در بردارد ما را متذکر ساخته که «اگر نفسی در جمیع عمر به عبادت مشغول شده و از صفاتی که سبب ارتفاع امرالله است محروم ماند آن عبادت حاصل ندارد و ثمری نخواهد بخشید.» پس در امر بهائی احکام و حدودِ شریعتی مقصد و غایت ایمان نیست زیرا دین معنایش فقط در اجرای مناسک و احکام و پیروی تقالید و سنن موروثی محدود نیست بلکه اجرای حدود و احکام الهی وسیلهای برای تقرب به آستان خداوند مهربان و تقویت عرفان ما است و نشانی از محبت ما به مظهر الهی است که شناساییاش اول وظیفه هر انسانی است. و این شناسائی سبب ایجاد محبت در قلوب میگردد و آن محبت ما را بر اجراء احکامش برمیانگیزد.
فلسفه اطاعت از احکام در آئین بهائی
فلسفه اطاعت از احکام در آئین بهائی بسیار بدیع است. حضرت بهاءالله در کتاب اقدس خطاب به اهل ایمان فرموده است که احکام مرا بهخاطر عشق جمال الهی من عمل نمائید. یعنی بهائیان از ترس آتش دوزخ و امید بهشت به اطاعت از احکام الهی نمیپردازند زیرا اگر بیم از عذاب و امید پاداش ثواب، محرک ما در اجرای اوامر خدا باشد طاعتی است که دور از خلوص نیت است. علمای دین معمولاً به مریدان میگویند که اگر نماز نخوانید، روزه نگیرید و احکام دیگر را عمل نکنید به جهنم خواهید رفت و پاکدامنان که به این احکام و مناسک عاملند جایشان در بهشت برین است. اما در این آئین، عشق و محبت به جمال جانان است که محرک مؤمنان از فرمان یزدان است نه بیم از آتش سوزان و امید به عیش جاودان. وقتی عشق در میان باشد هر کار که رضای معشوق در آن باشد آسان میگردد.
منبع:
هوشمند فتحاعظم، در شناسایی آئین بهائی، مادرید: بنیاد فرهنگی نحل، ۲۰۰۸.