طاهره قرة العین
۵- آشوب کرمانشاه
موضوع اقدامات و فعالیتهای قرهالعین به والی بغداد و دربار عثمانی گزارش شد. سه ماه گذشت و پاسخی از دربار نیامد. در این مدت ماموران همچنان در اطراف منزل ایشان مراقبت میکردند. قرهالعین به حکومت مراجعه نمود و اظهار داشت چون خبری از بغداد و استانبول نیامده، من خود به بغداد میروم و آنجا منتظر باب عالی دربار عثمانی میشوم. حکومت موافقت کرد. قرهالعین با شمسالضحی، ورقهالفردوس و والده ملاحسین بشرویهای و گروهی از رجال مومنین، عازم بغداد شد.
***
. شرم بر تو باد
. بیرونش کنید
. سنگسارش کنید
. آشوبگر
. چه میکنند؟ برای چه شمس الضحی را کشان کشان میبرند؟
. چه میکنید آقایان؟ نزنید ... زخمیاش کردید ... آی ... میرزا نهری کاری کنید.
سید نهری: چه میکنید، به خدا که این زن طاهره نیست چه میکنید؟ دست نگه دارید ... او زوجه من است … نزنید ... شمس الضحی ست.
. دروغ میگوید
. بزنید
. شرم بر تو
فراش: دست نگه دارید ... قره العین را گرفتند ... این زن را رها کنید ... او شمس الضحی ست
یک زن: شرم بر شما ... ببین با این مظلوم چه کردند ... بیا سید نهری، بیایید کمک کنید ...
فراش: آقایان برویم ... به حکومت پیام داده که من در خانهی خود هستم و به دیگران تعرض نکنید.
علما: برویم باید به این قائله خاتمه داد.
. عجب مصیبتی شد، دیدی؟ فریاد از این ظلم و بیداد ... برویم باید کاری کنیم
...
راوی: مردم متاثر از این اشتباه ناخوشایند و شرمسار از اهانتها و ضرب و شتم شمس الضحی سریع به خانههای خود رفتند، ماموران حکومتی بیتفاوت، بدون شرمندگی از این ظلم با سرعت محل را ترک کرده و به سمت خانهی قره العین شتافتند ...
...
. خدا را شکر که فقط فراشان خانهی جناب قره العین را احاطه کردند و به ایشان آسیبی نرساندند.
. خدا کند این منع رفت و آمد قره العین و افراد دیگر به منزلشان زودتر لغو شود.
. خداوند میداند آنها چه در سر دارند.
. نگران نباش با امر خداوند هیچ احدی یارای مقابله و مجادله ندارد ... انشالله در پناه حق هستند.
. انشالله برویم به اصحاب ماجرا را خبر بدهیم ... برویم.
راوی: موضوع اقدامات و فعالیتهای قره العین به والی بغداد و دربار عثمانی گزارش شد، سه ماه گذشت و پاسخی از دربار نیامد ... در این مدت ماموران همچنان در اطراف منزل ایشان مراقبت میکردند ... قره العین به حکومت مراجعه نمود و اظهار داشت چون خبری از بغداد و استانبول نیامده، من خود به بغداد میروم و آنجا منتظر باب عالیِ دربار عثمانی میشوم ... حکومت موافقت کرد، قره العین با شمس الضحی، ورقه الفردوس و والده ملاحسین بشرویهای و گروهی از رجال مومنین عازم بغداد شد و با زنان در خانه شیخ محمد شِبل بغدادی مستقر شدند.
...
. وای از این مردم سنگدل، دیدی هنگام خروج از کربلا آن گروه بدذات چگونه تا مسافتی از دور قره العین و همراهانشان را سنگسار کردند؟
. زمانی که حقانیت این آیین بر همگان آشکار شود ... ارکان بدنشان به خود خواهد لرزید.
. شنیدهام در بغداد در منزل شیخ محمد شبل نیز گروه به گروه مردم شهر به حضورشان میآیند و طلب فیض میکنند.
. خبر نداری از کثرت تردد جمعیت، دشمنان اعتراض نمودند ... چون خانهی شیخ گنجایش نداشت جناب قره العین به خانهی دیگر منتقل شدند ... ولوله در شهر بغداد افتاده.
. نمیدانستم ... نکند آنجا هم در خطر دشمنان هستند؟ بعضی از علمای بغداد را میشناسم ... آنها ارزشی برای زنان قائل نیستند و آنان را فاقد روح انسان میدانند.
. درست شناختی ... از مقابله با قره العین عاجزند، از مواجهه با ایشان دوری میکنند.
. شنیدم با علمای کاظمین نیز مباحثه نمودند و اتمام حجت کردند.
. سلام یاران از بغداد میآیم، اخبار جدید دارم.
. چه شده؟ نگو که مشکلی برای جناب قره العین پیش آمده؟
. جناب قره العین برای برخی علما نامه نوشتند ... آنان نیز مخالفت کرده و حاضر به مباهله با ایشان نشدند، از بیم هیاهو، نجیب پاشا والی بغداد ایشان را احضار و استنطاق نمود، اما مدرکی مبنی بر محکومیت ایشان نیافت.
. پس به سلامتی رفع اتهام شد ... خدا را شکر.
. آری ... اما جناب قره العین را با زنان به خانه فقیه برجسته شیخ محمود آلوسی، مفتی شهر فرستاد تا مدتی آنجا اقامت کنند.
. اتفاق خوبی بود، خوب شد ... با اقامهی براهین و حجت قاطعی که از قره العین سراغ داریم، با کمالات و بیان شیوایشان شیخ الوسی پی به حقیقت امر خواهد برد.
...